اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود

تبیین نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود

0
اسفار

در این مجلس، در باب دو معنای مهم از وجود که یکی معنای مصدری و دیگری اسم مصدری است صحبت می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، در مورد نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود عینی توضیحاتی ارائه می‌کنند. ایشان در ادامه می‌فرمایند: آنچه در دنیا می‌بینیم، وجودی وابسته و غیر مستقل دارند؛ یعنی برای بودن‌شان به یک وجود اصلی که همان خداست نیاز دارند. این موجودات، مثل نورِ منعکس شده در آینه هستند؛ خودشان چیزی ندارند و فقط بازتابی از آن وجود اصلی هستند. اگر این ارتباط قطع شود، آن‌ها هم از بین می‌روند.

نسخه عربی

دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود

10
  • اینها حکایات و اسراری درشان هست. [افرادی] که نظر به پایین دارند همۀ حقایق را در عالم پایین می‌بینند و اصلاً نگاه به عالم بالا نمی‌کنند که ببینند آنچه سری در زیر دارد سری هم به بالا دارد و قضیّه فقط یک طرف نیست و اصلاً اصلش در آنجا است و از آنجا غافل هستند! یک‌دفعه می‌بینند عه! رفت و تمام شد! «ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد!» آقا این که داشت راه می‌رفت!آقا این که مریض نبود!ما دیروز در خیابان با هم سلام علیک کردیم! این که طوریش نبود!

  • معدومیّت ذاتیِ وجودات ربطی

  • این [اتّصال با مبدأ] را ارتباط می‌گوییم. وجودِ تعلّقی و وجود ربطی یعنی همین؛ یعنی هرچه هست آن بالا است و هیچ چیز دیگر نیست! فقط یک خط است! این خطّ ارادۀ او است، خطّ مشیّت او است؛ [اگر] این خط برداشته بشود هرچه شما نگاه می‌کنید هیچ چیزی نمی‌بینید! عدمِ محضِ محضِ محض! هیچ چیز نیست! اینکه شما آینه را می‌گذارید و نور به اینجا می‌افتد، حالا اگر یک دست جلویِ آینه بیاورید، هرچه شما بگردید هیچ چیزی نیست. دست را برمی‌دارید دوباره نور اینجا می‌افتد. این را می‌گویند وجودِ ربطی. وجود ربطی و تعلّقی به این می‌گویند که از خود، هیچ ندارد! آن عکس که آنجا هست از خود هیچ ندارد؛ هرچه هست به منشأ آن برمی‌گردد و به این مبدأ برمی‌گردد.

  • لا أنَّ معانیها مغایرةٌ للارتباطِ بالحقِّ تعالیٰٰ

  • «نه‌اینکه معانی آنها مغایر با ارتباط به حق تعالیٰ است»

  • کالماهیّات الامکانیّةِ

  • «مانند ماهیّات امکانیّه»

  • حیثُ أنّ لکلٍّ منها حقیقةً و ماهیّةً

  • «برای هر کدام از این ماهیّات امکانیّه، یک حقیقت هست و یک ماهیّتی هست»

  • و قد عَرَضَها التعلّقُ بالحقِّ تعالیٰ بسببِ الوجوداتِ الحقیقیّةِ الّتی

  • این حقایق ماهیّات امکانیّه حقیقتی دارند و ماهیّتی دارند. زید حقیقتی دارد و ماهیّتی دارد؛ حقیقت آن، وجود او است و ماهیّت او هم همین است که الآن به این شکل درآمده است.

  • «این ماهیّات امکانیّه تعلّق به حق تعالیٰ [به‌سبب وجودات حقیقیّه] بر آن عارض شده است.»