اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای مصدری و اسم مصدری وجود

تفکیک معنای اعتباری از معنای اصیل در وجود

0
اسفار

در این جلسه، در مورد دو معنای مصدری و اسم مصدری از وجود و معیار تفکیک بین این دو معنا بحث می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، روشن می‌کنند که معنای اسم مصدری وجود که همان فرد خارجی آن است، اصیل بوده و عین تشخّص و تعیّن است؛ بر خلاف معنای مصدری که انتزاعی و اعتباری بوده و فاقد تشخّص خارجی‌ست. وجود عینی همان حقیقت خارجی و واقعی موجودات است. این وجود نور نامیده می‌شود، زیرا همانند نور، ظاهر و مظهر است. هر موجودی در جهان، یک تشخص منحصر به فرد دارد و این تشخص، عین وجود عینی آن است. در این سطح، تمام موجودات، با وجود کثرت ظاهری، در حقیقت خودشان یکی هستند و همگی جلوه‌های یک حقیقت واحد وجودند. درک کامل این وجود حقیقی با علم حصولی میسور نیست، ازاین‌رو، باید به‌علم حضوری ادراک شود.

نسخه عربی

معنای مصدری و اسم مصدری وجود

9
  • کما سیَظهرُ لکَ وجهُ ذلک إن شاءَ الله تعالیٰ

  • «نحوۀ تحقّقش در اعیان و اختلافش با اذهان، تمام اینها برای شما روشن می‌شود ان‌شالله تعالیٰ»

  • و إطلاقُ النّورِ علیها بالتشکیکِ الإتّفاقیِّ.

  • «(چرا ما به اینها نور می‌گوییم؟) به‌خاطر تشکیک اتفاقی است که مابه‌الاتفاق در اینها عین مابه‌الاشتراک است. تشکیک اتفاقی به آن می‌گوییم.»

  • و المعنَیٰ الاوّلُ مفهومٌ کلٌّی عَرَضیٌّ لما تحتَه مِن الأفرادِ؛ بخلافِ المعنَیٰ الثّانی

  • «آن معنای اوّلی که مصدری باشد، مفهوم کلّی عَرَضی است و عارض بر افرادش می‌شود؛ به‌خلاف معنای دوم»

  • که [آن معنای دوم] بر چیزی عارض نمی‌شود بلکه نفسُ الشّی‌ء است و عینُ التحقّقِ فی الخارج است،

  • فإنّه عینُ الحقائقِ النوریّة

  • «این معنای دوم، عین حقایق نوریّه است»

  • و مع تفاوتِها بالتّمامِ و النّقصِ والقوّةِ و الضّعفِ

  • «درصورتی‌که اینها با همدیگر اختلاف دارند، تام دارند، ناقص دارند، قوی دارند، ضعیف دارند»

  • فلا یوصَفُ بالکلّیةِ و لا بالجزئیّةِ

  • «[پس] دیگر در اینجا نمی‌توان اتّصاف به کلّیت و به جزئیّت کرد.»

  • بمعنَیٰ المعروضیّةِ للتشخّصِ الزّائدِ علیه.

  • «به معنایی که اینها معروض واقع شوند برای تشخّص که این عروض، زائد بر تشخّص است.»

  • چون خود وجود شیء، تشخّص آن شیء است؛ بعد اضافۀ بر این تشخّص بگوییم: جزئی هستند. این جزئیّت، زائد بر تشخّص، دیگر برای آن عین خارجی تحقّق ندارد، چون جزئی باید داخل در تحتِ کلّی باشد و این داخل در تحتِ چیزی نیست. زید داخل در تحتِ چیست؟ ـ البتّه وجود زید را می‌گوییم ـ حالا زن زید،‌ داخل در تحت او هست، ولی [خود] وجود زید داخل در تحتِ هیچ چیزی نخواهد بود.

  • بل النّورُ هو صریحُ الفعلیّةِ و التمیّزِ و الوضوحِ و الظّهورِ؛

  • «بلکه نور، صریح فعلیّت [تمیّز و وضوح و ظهور] است.

  • یعنی جنبۀ فعلیّت تام است و دیگر این نور در فعلیّت خودش نیازی به چیز دیگری ندارد، صراحت در فعلیّت دارد و فعلیّت در نور تمام است. و صریح در تمیّز است، و نیازی به شی‌ء دیگر ندارد تا اینکه او را متمیّز از غیر کند، همان‌طور که مثلاً ماهیّات در تمیّز، نیاز به فصل و تشخّصات دارند. و اینکه صریح در وضوح است و صریح در ظهور است.