
معنای مصدری و اسم مصدری وجود
تفکیک معنای اعتباری از معنای اصیل در وجود
در این جلسه، در مورد دو معنای مصدری و اسم مصدری از وجود و معیار تفکیک بین این دو معنا بحث میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلوهشتم از سلسله دروس خارج اسفار، روشن میکنند که معنای اسم مصدری وجود که همان فرد خارجی آن است، اصیل بوده و عین تشخّص و تعیّن است؛ بر خلاف معنای مصدری که انتزاعی و اعتباری بوده و فاقد تشخّص خارجیست. وجود عینی همان حقیقت خارجی و واقعی موجودات است. این وجود نور نامیده میشود، زیرا همانند نور، ظاهر و مظهر است. هر موجودی در جهان، یک تشخص منحصر به فرد دارد و این تشخص، عین وجود عینی آن است. در این سطح، تمام موجودات، با وجود کثرت ظاهری، در حقیقت خودشان یکی هستند و همگی جلوههای یک حقیقت واحد وجودند. درک کامل این وجود حقیقی با علم حصولی میسور نیست، ازاینرو، باید بهعلم حضوری ادراک شود.
معنای مصدری و اسم مصدری وجود
13اصطلاحات درس
وجود اثباتی (یا معنای مصدری): به معنای مفهومی، انتزاعی و کلیِ «هستی داشتن» یا «بودن» است که در ذهن شکل میگیرد. این معنا یک مفهوم عام است که بر مصادیق زیادی حمل میشود؛ مانند «این کتاب هستی دارد»، «خدا هستی دارد». اما خودش در خارج وجود عینی ندارد و صرفاً از واقعیّت خارجی حکایت میکند.
وجود ثبوتی (یا معنای اسم مصدری): به معنای خودِ حقیقتِ عینی، خارجی و مشخّصی است که در عالم واقع تحقّق دارد. این وجود، یک مفهوم کلّی نیست، بلکه همان «عین» و «تشخّص» خارجی است که مصداق برای مفهوم ذهنیِ «وجود اثباتی» قرار میگیرد و به ذهن راه نمییابد.
مَصدَر: یک مفهوم انتزاعی و نسبی است که به خودِ رویداد یعنی حدث اشاره ندارد، بلکه به «نسبت» آن رویداد با شرایط و جوانبش مانند فاعل، زمان و... اشاره دارد. این مفهوم صرفاً در ذهن وجود دارد. در درس، معنای مفهومی «وجود» به آن تشبیه شده است.
اسم مَصدَر / حَدَث: به معنای خودِ آن رویداد یا عملی است که در خارج تحقق پیدا میکند (نفس الحدث). برخلاف «مصدر» که یک مفهوم ذهنی است، «اسم مصدر» مانند «گفتار» یک امر عینی و خارجی است. در درس، حقیقت خارجی وجود به اسم مصدر تشبیه میشود.
تشخُّص: به معنای جزئی، معیّن و منحصربهفرد بودن یک موجود در عالم خارج است. متن استدلال میکند که «وجود ثبوتی» عینِ تشخص است؛ یعنی حقیقت آن همان جزئی و مشخّص بودنِ آن است و امری زائد بر آن نیست.
کلّی: مفهومی که قابلیت صدق بر افراد متعدد را دارد. در درس توضیح میشود که فقط «وجود اثباتی» یعنی مفهوم ذهنی میتواند کلّی باشد. اما «وجود ثبوتی» یعنی حقیقت خارجی نمیتواند کلّی باشد، زیرا هر وجودی تشخّص خاصّ خود را دارد و شامل دیگری نمیشود.
جزئی: فردی که مصداق یک مفهوم کلّی قرار میگیرد. در درس این معنا به چالش کشیده شده و گفته میشود: «وجود ثبوتی» را نمیتوان «جزئی» به معنای منطقی کلمه دانست، زیرا این وجود، داخل در تحتِ یک مفهوم کلّیِ ذاتی مانند جنس و فصل قرار نمیگیرد و یک حقیقت منحصربهفرد است.
