اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای مصدری و اسم مصدری وجود

تفکیک معنای اعتباری از معنای اصیل در وجود

0
اسفار

در این جلسه، در مورد دو معنای مصدری و اسم مصدری از وجود و معیار تفکیک بین این دو معنا بحث می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، روشن می‌کنند که معنای اسم مصدری وجود که همان فرد خارجی آن است، اصیل بوده و عین تشخّص و تعیّن است؛ بر خلاف معنای مصدری که انتزاعی و اعتباری بوده و فاقد تشخّص خارجی‌ست. وجود عینی همان حقیقت خارجی و واقعی موجودات است. این وجود نور نامیده می‌شود، زیرا همانند نور، ظاهر و مظهر است. هر موجودی در جهان، یک تشخص منحصر به فرد دارد و این تشخص، عین وجود عینی آن است. در این سطح، تمام موجودات، با وجود کثرت ظاهری، در حقیقت خودشان یکی هستند و همگی جلوه‌های یک حقیقت واحد وجودند. درک کامل این وجود حقیقی با علم حصولی میسور نیست، ازاین‌رو، باید به‌علم حضوری ادراک شود.

نسخه عربی

معنای مصدری و اسم مصدری وجود

11
  • و شوائبَ الفتورِ الهیولانی؛

  • «که وقتی در مرحلۀ هیولا می‌آید، این شوائب [فتور] هیولانی او را از مبدأ خودش دور می‌کند.»

  • لأنّ کلَّ مرتبةٍ مِن مراتبِ نقصانِ النّورِ و ضعفِه و قصورِه عن درجةِ الکمالِ الأتمِّ النّوریِّ الّذی لا حدَّ له فی العظمةِ و الجلالِ و الزینةِ و الجمالِ

  • «[چون] هر مرتبه‌ای از مراتب نقصان نور و ضعفش و قصورش از درجۀ کمال اتمّ نوری که حدّی نیست برای او در عظمت جلال و زینت جمال (و آن عبارت است از مبدأ انوار که باری‌تعالیٰ است.) هر مرتبه از مراتب نور از آنجا تا پایین»

  • وَقَعَ بإزائِها مِن مراتبِ الظّلماتِ و الأعدامِ المسمّاةِ ب«الماهیّات الامکانیّةِ» کما سیقَعُ لک زیادةُ اطّلاعِ علیه فیما سیقرَعُ سمعَک.1

  • «یک مرتبه از مراتب ظلمات و اعدام که اینها به ماهیّات امکانیّه نامیده می‌شوند، [به ازاء آن درجۀ کمال] وجود دارد؛ [همان‌طور که به‌زودی اطّلاع بیشتری برایت واقع می‌شود در آنچه به‌زودی به گوشت می‌خورد.]»

  • یعنی هر تعیّنی از تعیّنات، از مبدأ اوّل بگیری تا این أدنیٰ المراتب، یک مرتبه‌ای از ظلمت دارند، همین‌قدر که این جدا و دور می‌شود، در ازائش ـ این ابتعاد یعنی چه؟ یعنی دوری، یعنی ظلمت ـ پس ما الآن ببینیم که در این مرتبه از مراتب عالم طبع قرار گرفته‌ایم. و منظور از عالم طبع، یعنی عالم دنیا نه عالم مادّه. چقدر این نور ما مخلوط و مشوب به ظلماتی است که بین ما و مبدأ انوار فاصله انداخته است! یکی‌یکی باید این ظلمات را باز کنیم؛ ظلمات تعلّق به مال، ظلمات تعلّق به دنیا و زن و فرزند را باز کنیم و بعد به بالا برویم. بعد به حجب نوریّه می‌رسیم و باز در آنجا ظلمات است، باز در آنجا عالم تعیّنات است، باز در آنجا خوشی است، لذّت است، در آنجا دل‌خوش‌کندهایی وجود دارد، باید اینها را هم یکی‌یکی باز کنیم تا اینکه برسیم به جایی که دیگر در آنجا درقبال و در ازای نورانیّت دیگر ظلمتی وجود نداشته باشد، و آنجا دیگر مرتبۀ فنا و عالم هو هویّت است.

    1.  الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 63.