اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای مصدری و اسم مصدری وجود

تفکیک معنای اعتباری از معنای اصیل در وجود

0
اسفار

در این جلسه، در مورد دو معنای مصدری و اسم مصدری از وجود و معیار تفکیک بین این دو معنا بحث می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، روشن می‌کنند که معنای اسم مصدری وجود که همان فرد خارجی آن است، اصیل بوده و عین تشخّص و تعیّن است؛ بر خلاف معنای مصدری که انتزاعی و اعتباری بوده و فاقد تشخّص خارجی‌ست. وجود عینی همان حقیقت خارجی و واقعی موجودات است. این وجود نور نامیده می‌شود، زیرا همانند نور، ظاهر و مظهر است. هر موجودی در جهان، یک تشخص منحصر به فرد دارد و این تشخص، عین وجود عینی آن است. در این سطح، تمام موجودات، با وجود کثرت ظاهری، در حقیقت خودشان یکی هستند و همگی جلوه‌های یک حقیقت واحد وجودند. درک کامل این وجود حقیقی با علم حصولی میسور نیست، ازاین‌رو، باید به‌علم حضوری ادراک شود.

نسخه عربی

معنای مصدری و اسم مصدری وجود

4
  • تعیین مصداق معنایِ مصدری

  • امّا از این مرتبه که گذشتیم می‌گوییم: حالا می‌آییم سراغ اینکه این جنابی که ما او را مصداق برای این مصدر قرار داده‌ایم، خود این جناب در چه مرحله‌ای از تعیّنات یا حقایق قرار گرفته است؟ می‌بینیم این هست است، وجود است، خود تعیّن و خود وجودی است که ما به‌واسطۀ تحقّق یک امر خارجی و یک امر عینیِ خارجی توانسته‌ایم این را داخل در این هستی و داخل در این مصدر کنیم، اگر این را نداشت ما نمی‌توانستیم مفهوم مصدر را بر او حمل کنیم. چرا ما این معنای مصدری را بر اعدام حمل نمی‌کنیم؟! به‌خاطر اینکه این حقیقت در آنها نیست. به خود این وجود و خود شخص [این وجود] وقتی که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم [که] این غیر از تشخّص، چیز دیگری نیست؛ یعنی حقیقتی است که آن حقیقت را فقط تشخّص آن وجود تشکیل می‌دهد نه امر زائدی بر آن. یعنی صرف تعیّن این وجود، همان حقیقت وجودیۀ این شی‌ء است.

  • تبیین معنای ثبوتی و اثباتی وجود

  • پس بنابراین، دو مسئله در اینجا روشن می‌شود:

  • یکی معنای مصدری که [همان] معنای انتزاعی است و به آن وجود اثباتی گفته می‌شود. یعنی حکایت می‌کند از یک امر خارجی؛ همان‌طور که «گفتن» یک معنای مصدری است و حکایت می‌کند از «گفتار» که اسم مصدر است، زدن حکایت می‌کند از آن معنای حدثی در خارج، راه رفتن حکایت می‌کند از آن حدثی که در خارج تحقّق پیدا کرده است که آن معنا، معنای انتزاعی است و ما به‌وسیلۀ آن معنای انتزاعی پی به آن معنای حقیقی می‌بریم؛ چون آن معنای حقیقی نمی‌تواند در ذهن ما بیاید، وجود عینی و وجود خارجی دارد. شما که نمی‌توانید آن شیئی را که در خارج هست در ذهن بیاوریم؛ او دارد در خیابان برای خودش راه می‌رود، حرف می‌زند، شما نمی‌توانید این کار را بکنید، [لذا] ما می‌آییم یک صورتی از آن را می‌آوریم در ذهن خودمان و با آن چیزی که در خارج هست ارتباط برقرار می‌کنیم. البتّه بعداً می‌آییم و می‌گوییم که همۀ علم حصولی ما، برگشتش به علم حضوری است. ما ارتباطی با آن امری که در خارج هست پیدا می‌کنیم، و اسم این ارتباط را امر انتزاعی یا وجود اثباتی می‌گذاریم. یعنی در مقام اثبات آمدیم این مفهوم را مابه‌ازاء خارج قرار داده‌ایم.