اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای مصدری و اسم مصدری وجود

تفکیک معنای اعتباری از معنای اصیل در وجود

0
اسفار

در این جلسه، در مورد دو معنای مصدری و اسم مصدری از وجود و معیار تفکیک بین این دو معنا بحث می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، روشن می‌کنند که معنای اسم مصدری وجود که همان فرد خارجی آن است، اصیل بوده و عین تشخّص و تعیّن است؛ بر خلاف معنای مصدری که انتزاعی و اعتباری بوده و فاقد تشخّص خارجی‌ست. وجود عینی همان حقیقت خارجی و واقعی موجودات است. این وجود نور نامیده می‌شود، زیرا همانند نور، ظاهر و مظهر است. هر موجودی در جهان، یک تشخص منحصر به فرد دارد و این تشخص، عین وجود عینی آن است. در این سطح، تمام موجودات، با وجود کثرت ظاهری، در حقیقت خودشان یکی هستند و همگی جلوه‌های یک حقیقت واحد وجودند. درک کامل این وجود حقیقی با علم حصولی میسور نیست، ازاین‌رو، باید به‌علم حضوری ادراک شود.

نسخه عربی

معنای مصدری و اسم مصدری وجود

10
  • و عدمُ ظهورِهِ و سطوعِه امّا مِن جهةِ ضعفِ الإدراکِ ـ عقلیًّا کان أو حسّیًا ـ

  • و عدم ظهور و اینکه برای ما روشن نیست و ما خبر نداریم، یا از ضعف ادراک ما است [چه ادراک عقلی و چه ادراک حسّی.]»

  • که ما هنوز به حقایق نوریّه اطّلاع نداریم و آنچه چشم ما می‌بیند همه ماهیّات و صور است، و باطن و حقیقت اشیاء برای ما منشکف نیست، یا ادراک ما  ادراک حسّی است نه ادراک عقلی.

  • أو لاختلاطِه بالظّلمةِ و النّاشئةِ مِن مراتبِ تنزّلاتِه بحسبِ اصطکاکاتٍ وَقَعَتْ بینَ مراتبِ القصورِ الإمکانیِّ

  • «و یا به‌واسطۀ این است که این نور مخلوط می‌شود با ظلمتی که این ظلمت ناشی از ابتعاد اوست از مبدأ آن و اصطکاکاتی بین مراتب قصور امکانی واقع می‌شود»

  • و برای انسان موانعی پیدا می‌شود که نمی‌گذارد حقیقت آن نور برای انسان جلوه کند. انسان در نور حسّی هم می‌بینید که وقتی یک‌جا یک نوری می‌خواهد اگر مانع نباشد جلوی [خودش] آن [نور] را می‌بیند؛ امّا اگر مانع باشد این مانع برخورد می‌کند و انسان نمی‌تواند آن نور را مشاهده کند، و لذا حجاب باید کنار برود. همین‌طور در ادراک آن انوار عقلی و ذوات نوریّۀ خارجی، برای انسان موانعی پیش می‌آید که نمی‌تواند آن حقیقت نوریّه را ببیند یا اینکه موانعی برای خود آن نور پیش می‌آید که آن حقیقت او را نمی‌گذارد جلوه پیدا بکند درست مثل شخصی که یک گناهی می‌کند چطور می‌‌بینید شما [در او] حالت کدورت پیدا می‌شود. قبلاً می‌دید که او چه صورت زیبایی داشت و این نور از او تلألؤ داشت و همین نور، حقایق نوریّۀ نفسیّۀ او بود که در خارج وجود داشت، [امّا] امروز می‌بینید که چقدر کدر و ظلمانی شده است! این لابد از دیروز تا به حال، در این وسط دسته‌گلی به‌آب داده و یک کاری کرده که دیگر آن جلوات نوریّه در مراتب قصور امکانی، وقتی که می‌آید در عالم طبع، در اینجا با ظلمات گناه و ظلمات ابتعاد اختلاط پیدا می‌کند و دیگر نمی‌تواند ظهور خودش را بنمایاند. و خلاصه، شوائب فتور هیولانی او را از مرتبۀ خودش دور می‌کند.