
پاسخ به اشکالات اصالت وجود (5)
نقد اشکالات شیخ اشراق
در این جلسه، اشکالی که شیخ اشراق مبنی بر تسلسل وجود در خارج، بر اصالت وجود وارد کرده است پاسخ داده میشود، سپس تلقّی جوهری و عرضی از وجود نفی میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلوهفتم از سلسله دروس خارج اسفار، اشکالات اصالت وجود را که شیخ اشراق وارد کرده است، بیان نموده و یکایک پاسخ میدهند؛ من جمله اینکه وجود نمیتواند جوهر باشد، پس عرض است و هر عرضی نیازمند موضوع برای تحقق است. برایناساس، وجود نیز برای تحقق نیازمند موضوع است پس: نمیتواند اصیل بهمعنایی که در خارج موجود بالذات باشد، متحقق باشد. اما ملاصدرا به هر دو اشکال پاسخی دقیق ارائه میدهد که در این درس مشروح آن بیان شده است.
پاسخ به اشکالات اصالت وجود (5)
8این ابنتیمیّه در کتاب دائرةالمعارف1 ما از مفاخر اسلام شمرده شده است!2
عقاید انحرافی برخی افراد بهظاهر موجّه
تلمیذ: زمان تسامح دینی بوده است!
استاد: دینی دیگر نمانده تا اینکه در آن مسامحه بکنند یا نکنند! دین کجا بود؟! وقتی که آن مصطفی طباطبائی3 جزء مقررین و مؤلّفین باشد، کار به اینجا هم میرسد! اتفاقاً سیّد هم است و خواهرزادۀ آقا شیخ محمدباقر آشتیانی ـ رحمة ُالله علیه ـ است که فوت کرد. کتابی هم نوشته است که جواب علی دشتی در کتاب بیست و سه سال4 را داده است.5 [مصطفی طباطبائی] یک آدم سنّی و خیلی منحرف است و یک جلسه مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ با او مذاکره داشتند و بعد بینشان دو سهتا نامه ردّ و بدل شد و هرچه آقا به او گفتند که بلند شو و بیا با هم مباحثه و بحث کنیم، حاضر نشد و ایشان هم فرمودند: «پس من دیگر جواب نامههایت را نمیدهم!» سه نامه رد و بدل شد.
[منبابمثال] یکی از اشکالاتی که میکرد این بود که چرا [مردم] بعد از نماز بلند میشوند و به چپچپ و به راستراست میکنند و به [امام حسین و امام رضا و امام زمان علیهم السّلام] سلام میدهند؟!
از همین اشکالاتی که طالقانی و اینها میکنند! با طالقانی و برقعیِ کذا خیلی محشور بود! وقتی که طالقانی از زندان در آمد، آنموقع ما منزلمان در همان خیابان پیچ شمیران و هدایت بود، منزل این طالقانی دوتا کوچه بالاتر از ما بود. مرحوم آقا به دیدنش رفتند، چون بالأخره همسایه بود و زندان هم که رفته بود، یک ربعی هم بیشتر نماندند و حتی چایش را هم نخوردند! فقط همین. البتّه بنده با آنها نبودم. در این مدّت این برقعی [به خانهشان] آمد و به اندازهای طالقانی بلند شد و با او گرم گرفت که همه تصوّر کرده بودند که مثلاً دو یار صمیمی و قدیمی کذا و کذا هستند! و آقا اصلاً سرشان را هم برگرداندند رو به جمعیّت [که او را نبینند]. اصلاً بهطورکلّی اینها سنّی بودند! یعنی سنّی که یک عمامۀ سیاه سرش بگذارد! یعنی عقاید همین آقای طالقانی، عقاید تسنن بود! یعنی فرقی نمیکرد! یعنی بین امیرالمؤمنین علیه السّلام و بین ابوبکر فرقی نمیگذاشت إلا اینکه علی اَعلم بود! این را جداً عرض میکنم، نمیخواهم اغراق کنم! واقعاً این آقای طالقانی اینطور بود! یکی از عباراتش این بود که اگر ما حضرت ابوالفضل علیه السّلام را دوست نداشته باشیم به کجای دینمان برمیخورد؟! این حرف را به آقا شیخ عبدالحسین امینی صاحب الغدیر گفته بود که او هم عصبانی شده بود!
- دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج ۳.
- تلمیذ: کدام دائرةالمعارف؟
استاد: دائرة المعارفی که آقای بجنوردی نوشته است. نوشته است از مفاخر اسلامی است. و بعد هم یکی از عقایدش را هم نقل میکند و میگوید: «این عقاید جور در نمیآید!» ولی خیلی راجع به او نوشته است! من آن دایرة المعارف را دارم، تقریباً شاید بیشتر از حدود بیست صفحه در این رابطه نوشته است. - مصطفی حسینی طباطبایی بنا به گفته خودش تنها بر آنچه که به صراحت از قرآن میفهمد تکیه میکند و بسیار از احادیث نقل شده را رد میکند. او نوه دختری میرزا احمد آشتیانی و نوه پسری سید محمد طباطبایی از رهبران انقلاب مشروطه است.
رک جعفریان، رسول، جریانها وسازمانهای مذهبی-سیاسی ایران - کتاب «23 سال» علی دشتی با رویکردی انتقادی، تاریخ زندگانی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را مورد توجه قرارداده و در آن اهانتهایی به آن ساحت مقدس و نیز قرآن کریم روا داشته است. (محقق)
- خیانت در گزارش تاریخ.
