
پاسخ به اشکالات اصالت وجود (5)
نقد اشکالات شیخ اشراق
در این جلسه، اشکالی که شیخ اشراق مبنی بر تسلسل وجود در خارج، بر اصالت وجود وارد کرده است پاسخ داده میشود، سپس تلقّی جوهری و عرضی از وجود نفی میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلوهفتم از سلسله دروس خارج اسفار، اشکالات اصالت وجود را که شیخ اشراق وارد کرده است، بیان نموده و یکایک پاسخ میدهند؛ من جمله اینکه وجود نمیتواند جوهر باشد، پس عرض است و هر عرضی نیازمند موضوع برای تحقق است. برایناساس، وجود نیز برای تحقق نیازمند موضوع است پس: نمیتواند اصیل بهمعنایی که در خارج موجود بالذات باشد، متحقق باشد. اما ملاصدرا به هر دو اشکال پاسخی دقیق ارائه میدهد که در این درس مشروح آن بیان شده است.
پاسخ به اشکالات اصالت وجود (5)
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
ومنها: ما ذَکَرَه أیضًا فی حکمةِ الاشراق1 و هو أنّه إذا کان الوجودُ للماهیّة وصفًا زائدًا علیها فی الأعیانِ، فلَه نسبةٌ إلیها، و للنّسبةِ وجودٌ، و لوجودِ النّسبةِ نسبةٌ إلی النّسبةِ، و هکذا فیتسلسلُ إلیٰ غیرِ النّهایةِ.
اشکال اول سهروردی مبتنی بر تسلسل وجودات در خارج
یکی دیگر از شبهاتی که در این زمینه نقل کردهاند این است که چنانچه وجود در اعیان خارج باشد و زائد و اضافۀ بر ماهیّات بشود، باید نسبتی با ماهیّات داشته باشد و برای آن نسبت هم باید وجودی باشد. [منبابمثال] فرض کنید که در خارج اگر ما میگوییم این انسان أبیض است، یک انسانی را تصوّر کردهایم و یک بیاضی را تصوّر کردهایم و یک نسبت بین این دو را [تصوّر کردهایم]. در اینجا خود بیاض، یک وجودی دارد بهعنوان کیف و انسان هم یک وجودِ جوهری دارد و موضوع برای بیاض است، و نسبتی [هم] در اینجا هست که بین ایندو، ربط برقرار میکند، آن نسبت هم باید وجود داشته باشد. پس بنابراین، آن نسبت وجود دارد. آنوقت نقل کلام در آن نسبت میکنیم [و میگوییم:] آن نسبتی که وجود دارد، بین وجود او و بین این نسبتی که بین بیاض و بین زید است باید نسبتی باشد. نمیشود که نسبت نباشد؛ چون فرض بر این است که بین بیاض و بین زید نسبت وجود دارد، این نسبتی که وجود دارد بین وجودش و بین خودش باید نسبتی باشد، نقل کلام در آن نسبت میکنیم و تسلسل پیدا میشود.
پس بنابراین، باید بگوییم: وجود، یک وصف زائد در اعیان نیست بلکه عبارت از یک تحلیل عقلی است و در عالم عقل و در وعاءِ ذهن، این وجود، زائد در اعیان است؛ امّا در اعیان، خود ماهیّات هستند که جعل به آنها تعلّق میگیرد و آن ماهیّات در خارج تعیّن پیدا میکنند، اصلاً وجود در خارج کاری ندارد.
- شرح حکمة الإشراق، ص 65.
