اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پاسخ به اشکالات اصالت وجود (5)

نقد اشکالات شیخ اشراق

0
اسفار

در این جلسه، اشکالی که شیخ اشراق مبنی بر تسلسل وجود در خارج، بر اصالت وجود وارد کرده است پاسخ داده می‌شود، سپس تلقّی جوهری و عرضی از وجود نفی می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌هفتم از سلسله دروس خارج اسفار، اشکالات اصالت وجود را که شیخ اشراق وارد کرده است، بیان نموده و یکایک پاسخ می‌دهند؛ من جمله اینکه وجود نمی‌تواند جوهر باشد، پس عرض است و هر عرضی نیازمند موضوع برای تحقق است. براین‌اساس، وجود نیز برای تحقق نیازمند موضوع است پس: نمی‌تواند اصیل به‌معنایی که در خارج موجود بالذات باشد، متحقق باشد. اما ملاصدرا به هر دو اشکال پاسخی دقیق ارائه می‌دهد که در این درس مشروح آن بیان شده است.

نسخه عربی

پاسخ به اشکالات اصالت وجود (5)

13
  • اینکه می‌گویم: «زیدٌ موجودٌ» خارج محمول است که در خارج حمل می‌شود و اتّحاد به وحدت خارجی دارند. «به‌نحوی از اتّحاد» یعنی اتّحاد به حمل شایع دارند نه به حمل اوّلی؛ به حمل اوّلی بین وجود و ماهیّت فرق است.

  • و علیٰ تقدیرِ کونِهِ عرضًا لا یلزمُ کونُه کیفیةً، لعدمِ کلّیتِه و عمومِه؛

  • «بر فرض اینکه عرض باشد چه کسی گفته که کیف باشد؟! چون نه کلّی است و نه عموم است.»

  • بله، بعضی‌ها که گفته‌اند: وجود عارض می‌شود؛ معنای کلّی عرض را درنظر گرفته‌اند نه عرض به‌عنوان مقولات را؛ یعنی عرضیّت عرض موردنظر است نه عرض به‌عنوان مقولات تسعه. منظورشان آن عرض است والاّ این که عارض می‌شود!

  • و ما هو مِن الأعراضِ العامّةِ و المفهوماتِ الشاملةِ للموجوداتِ

  • «و آن وجودی که از اعراض عامّه و مفهومات است و شامل موجودات می‌شود»

  • یعنی معنایی که از اعراضِ عامّه است نه از مقولات تسعه، و مفهومی است که شامل موجودات می‌شود مثل مفهومات دیگر؛ ثابت و متقرّر و متحصّل و وجود

  • و إنّما هو الوجودُ الانتزاعیّ العقلیُّ المصدری الذی اشتُقَّ منه مفهومُ الموجودِ بما هو موجودٌ.

  • «و آن عبارت است از یک وجود انتزاعی عقلی مصدری، و از این مصدر، اشتقاقات وجود را و مفهوم وجود را به‌دست می‌آورد.»

  • وجود انتزاعی یعنی عقل از خارج گرفته است، و مصدری یعنی از او موجود مشتق می‌شود. به‌خاطر اینکه یک معنایی است، نه اینکه معنای حدثی باشد، بلکه یک حقیقتِ خارجیّه‌ای است که عقل، مصدری را از آن جعل می‌کند. مصدر جعلی‌ای را از آن جعل می‌کند و از آن مصدر جعلی مواد اشتقاق را به‌وجود می‌آورد؛ وَجَدَ، یجِدُ، لَم‌یجِد، واجدٌ، موجودٌ، ایجاد، مُوجِدٌ، درست می‌کند.

  • ولمخالفتِه أیضًا سائرَ الأعراضِ فی أنّ وجودَها فی نفسِها عینُ وجودِها للموضوعِ

  • «و برای مخالفت داشتن این، با سایر اعراض، (یعنی با سایر اعراض مخالف است) در اینکه وجود این اعراض، عین وجودشان برای موضوع است.»

  • یعنی خودشان وجود استقلالی ندارند؛ وجود بیاض جدای از وجود قرطاس نیست بلکه وجود بیاض عین وجود قرطاس است. یعنی بین قرطاس و بیاض هیچ‌گونه اختلاف خارجی وجود ندارد. «وجودُها فی نفسِها عینُ وجودِها للموضوع»، نه‌اینکه «وجودُها فی نفسِها عینُ وجودِ الموضوع». ببینید این دوتا است؛ یک‌وقت می‌گوییم: این وجودش عین آن وجود است، این مسئله، مسئلۀ ماهیّت و وجود است. در بحث ماهیّت و وجود ما می‌گوییم: وجود خارجیِ ماهیّت، عین همان وجود موجود است و هیچ فرقی بین آنها نیست. یعنی در ذهن است که ما بین ماهیّت و وجود اختلاف ایجاد می‌کنیم. ولی در خارج، وجود ماهیّت عین همان نفس موجودیّتِ همان وجود است. ولی در عرض این است که بین عرض و ذوالعرض تفاوت خارجی هست؛ یعنی در خارج هم تفاوت است، ولی وجود خارجی او جدای از وجود خارجی آن ذوالعرض نیست. وجود خارجی بیاض جدای از وجود قرطاس نیست [بلکه] متلاصق به هم هستند، ضمیمۀ [به] هم هستند، وجود آن اعراض فی‌أنفسها و در هویت خودشان، وجودشان عینِ وجود اینها است برای این موضوع، نه جدای از وجود اینها و برای موضوع.