اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پاسخ به اشکالات اصالت وجود (5)

نقد اشکالات شیخ اشراق

0
اسفار

در این جلسه، اشکالی که شیخ اشراق مبنی بر تسلسل وجود در خارج، بر اصالت وجود وارد کرده است پاسخ داده می‌شود، سپس تلقّی جوهری و عرضی از وجود نفی می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌هفتم از سلسله دروس خارج اسفار، اشکالات اصالت وجود را که شیخ اشراق وارد کرده است، بیان نموده و یکایک پاسخ می‌دهند؛ من جمله اینکه وجود نمی‌تواند جوهر باشد، پس عرض است و هر عرضی نیازمند موضوع برای تحقق است. براین‌اساس، وجود نیز برای تحقق نیازمند موضوع است پس: نمی‌تواند اصیل به‌معنایی که در خارج موجود بالذات باشد، متحقق باشد. اما ملاصدرا به هر دو اشکال پاسخی دقیق ارائه می‌دهد که در این درس مشروح آن بیان شده است.

نسخه عربی

پاسخ به اشکالات اصالت وجود (5)

12
  • پاسخ ملاصدرا به اشکال شیخ اشراق

  • و الجوابُ أنّهم حیثُ أخَذوا فی عنواناتِ حقائقِ الأجناسِ مِن المقولاتُ کونها ماهیّات کلّیة

  • «حالا جواب اینکه همۀ اینها در عنوانات حقایق اجناس از مقولات این‌طور در تعاریف اخذ کردند که اجناس از مقولات، ماهیّات کلّیه‌ای هستند»

  • حقُّ وجودِها العینی کذا و کذا مثلًا، قالوا:

  • «که حقّ وجود عینی اینها و واقعیّت وجود اینها این‌طور است»

  • مثلاً در جوهر یک‌طور است، در عرض یک‌طور است، در کیف یک‌طور است و در کم هم یک‌طور است. در هر کدام تعریفی را آورده‌اند و گفته‌اند:

  • الجوهرُ ماهیّةٌ حقُّ وجودِها فی الأعیانِ أن لا یکونَ فی موضوعٍ؛

  • «جوهر ماهیّتی است که حقیقت وجودش در اعیان این است که در موضوع نباشد»

  • عرض را خارج کردند.

  • وکذا الکمُّ مثلًا ماهیّةٌ إذا وُجِدَت فی الخارجِ، کانت بذاتِها قابلةً للمساواةِ و اللامساواةِ؛

  • ««کم ماهیّتی است که [زمانی که در خارج یافت می‌شود] قابل برای قسمت شدن و مساوات و لا مساوات باشد»

  • و علیٰ هذا القیاسُ الکیفُ و سائر المقولات.فسَقَطَ کونُ الوجودِ فی ذاتِه جوهرًا أو کیفًا أو غیرَهما

  • «[و بر همین قیاس است کیف و سایر مقولات.] پس اینکه وجود در ذاتش جوهر باشد یا کیف باشد یا کم باشد ساقط می‌شود.»

  • لعدم کونِه کلّیًا

  • «اوّلاً وجود کلّی نیست»

  • کلّی منطقی مثل نوع و جنس و اینها نیست. وجود عبارت است از یک تشخّص خارجی.

  • بل الوجوداتُ ـ کما سبقَ ـ هویّاتٌ عینیةٌ متشخّصةٌ بنفسِها

  • «وجودات، همان‌طور که گفتیم هویّات عینیّه‌ای هستند که خودشان روی پای خودشان ایستاده‌اند»

  • غیرَ مندرجةٍ تحتَ مفهومِ کلّیٍ ذاتیٍ کالجنسِ أو النوعِ أو الحدِّ.

  • و مندرج در تحتِ یک مفهوم کلّی منطقی، مثل جنس یا نوع یا حدّ نیستند.»

  • و لیس عرضًا بمعنیٰ کونِه قائمًا بالماهیّةِ الموجودةِ به

  • «وجود عرض نیست به معنای اینکه قائم باشد به ماهیّتی که موجودِ باشد به وجود.»

  • اگر موجود به وجود باشد پس دیگر نمی‌شود عرض بر او باشد، چون آن قبلاً باید باشد.

  • و إن کانَ عرضّیًا متّحدًا بها نحوًا مِن الإتّحادِ.

  • «اگرچه وجود عَرَضی است و خارج محمول است [و به نحوی از اتّحاد را دارد]»