
بررسی اشکالات اصالت وجود (4)
بیان و نقد نظر شیخ اشراق در زیادت خارجی وجود بر ماهیّت
در این درس، به جدال فلسفی پیرامون اصالت وجود در برابر اصالت ماهیت پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلوششم از سلسله دروس خارج اسفار، دیدگاه صاحب تلویحات را که مبتنی بر اعتباریّت وجود است، نقد میکنند. در این جلسه، زیادت وجود بر ماهیّت با دو قسم آن، یعنی «زیادت ذهنی» و «زیادت خارجی» مطرح شده و سپس فهم شیخ اشراق از متون مشاء که مبتنی بر زیادت خارجی وجود بر ماهیّت است، توسط ملاصدرا نقّادی میشود. استدلال اصلی شیخ اشراق این است که ما میتوانیم ماهیّت چیزی را در ذهن تصوّر کنیم و سپس در وجود خارجی آن تردید نماییم؛ این امر نشان میدهد که وجود، چیزی متمایز از ماهیتِ متصوَّر ماست. علاوه بر این، اگر خودِ وجود یک حقیقت خارجی مستقل در نظر گرفته شود، آنگاه تصوّر ذهنی این وجود نیز برای آنکه در خارج محقّق شود، به وجودی دیگر نیازمند خواهد بود و این روند به تسلسل میانجامد. در نتیجه وجود تنها یک مفهوم ذهنی است. البته ملاصدرا با تفکیک فضای ذهن از فضای خارج، در صدد پاسخ به استدلال شیخ بر میآید.
بررسی اشکالات اصالت وجود (4)
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
و منها: ما فی حکمةِ الإشراق1 و التّلویحات2: مِن أنّه لیس فی الوجودِ ما عینُ ماهیّته الوجود؛ فإنّا بعدَ أن نتصوّرَ مفهومَه قد نشُکُّ فی أنّه هل له الوجودُ أم لا، فیکونُ له وجودٌ زائدٌ؛ و کذا الکلامُ فی وجودِه، و یتسَلسَلُ إلیٰ غیرِ النّهایة، و هذا محالٌ. و لا محیصَ إلّا بأنّ الوجودَ المقولَ علَی الموجوداتِ اعتبارٌ عقلیٌ.3
اشکال سوّم بر اصالت وجود؛ خلط بین ذهن و خارج
یکی از آن موارد شبههای که ایشان در «اشکالاتٌ و تفصیاتٌ»4 فرمودهاند یکی از آنها است که در اینجا بین مفهوم و عین و مصداق خلط شده است، یعنی صاحب تلویحات در اینجا خلط کردهاند. به این بیان که اثبات کردهاند وجود یک امر اعتباری است و اصالت با ماهیّت است همانطور که نظرشان این است. و بیانشان این است که حقیقت وجود، عین خارجی ندارد بلکه یک تصوّر ذهنی است؛ بهخاطر اینکه گاهیاوقات میشود که خود مفهوم یک موجود را تصوّر میکنیم و بعد شک میکنیم که آیا این مفهوم وجود، موجود است یا نه؟
اگر قرار باشد بر اینکه ما مفهومی را تصوّر کنیم، دیگر شکّ در اینکه موجود است یا نه چه معنایی دارد؟! و اگر این موجود یک حقیقت خارجی بود، همانطور ی که ماهیّت را تصوّر میکنیم و شکّ در وجودش میکنیم، این دوتا متغایران هستند دیگر!
زیادت خارجی وجود بر ماهیّت
در همینجا هم ایشان میفرمایند که گاهیاوقات ما یک ماهیّت را تصوّر میکنیم و بعد شکّ در وجودش داریم؛ چنانکه غالب مشّائیین معتقد به این مسئله هستند و اگر این ماهیّت و وجود، هر دو یکی بودند دیگر شکّ در وجود معنا نداشت! چون ماهیّت که متصوّر است، شکِّ در موجودیّت آن میشود که آیا در عالم عین و در عالم خارج هست یا نیست؟ پس معلوم میشود که ماهیّت و وجود، این دو در عالم خارج دو امر متغایران هستند؛ چون در عالم ذهن که متغایران هستند و شکّی در این نیست، صحبت در عالم خارج است که آیا در عالم خارج هم متغایران هستند یا نه؟ چون ما ماهیّت را تصوّر میکنیم و این تصوّر ماهیّت برای ما تام است. منتها موجودیّت او در اینجا زائد بر ماهیّت میشود، پس در عالم خارج هم دوتا میشوند. البتّه مرحوم آخوند از این مطلب جواب میدهند، ولی بحث در تغایر است که معلوم با مشکوک دوتا است.
- مجموعه مصنّفات شیخ اشراق، ج 2، حکمة الإشراق، ص 65.
- مجموعه مصنّفات شیخ اشراق، ج 1، التلویحات، ص 22 ـ 24.
- الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 60.
- الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 54.
