
بررسی اشکالات اصالت وجود (3)
نقد اشکال عروض وجود بر ماهیّت
در این درس، یکی از مهمترین اشکالات وارد بر نظریۀ اصالت وجود بررسی و تحلیل میشود؛ یعنی اینکه آیا وجود میتواند بر ماهیّت عارض شود یا نه؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلوپنجم از سلسله دروس خارج اسفار، ضمن تبیین معانی مختلف وجود از جمله وجود مصدری، مفهوم عامّ وجود و وجود بهمعنای موجود، عروض وجود بر ماهیّت، در عالم خارج و عالم ذهن را مورد بررسی قرار داده و اشکالات آن را بیان میکنند. همچنین در این جلسه به مباحثی مانند اتّحاد وجود و ماهیّت، معنای صدق مشتق، قاعده فرعیّت، و تفاوت اعتبارات ذهنی با نفسالأمر اشاره شده است. مرحوم استاد در پایان با اشاره به دیدگاه وحدت وجود و موجود، دیدگاه مختار حکمت متعالیه را تقویت میکنند.
بررسی اشکالات اصالت وجود (3)
11اعتبار ذهنی: نحوهای از تصور و لحاظ در ذهن که مربوط به چگونگی درک مفاهیم توسط عقل است، نه به واقعیت عینی خارجی. در مقابلِ «نفسالأمر»، که به واقعیت خارجی اشاره دارد، اعتبار ذهنی سطحی از لحاظکردن و انتزاع مفاهیم است.
نفسالأمر: به معنای واقعیت عینی و خارجی، نه آنچه در ذهن تصور میشود. در مباحث فلسفی، گفته میشود که برخی احکام در نفسالأمر صادق نیستند حتی اگر در ذهن ممکنالصدق باشند.
صدق مشتق: قاعدهای در منطق و فلسفه که بیان میکند برای آنکه یک مشتق صادق باشد، لازم نیست که مبدأ اشتقاق بالذات و فینفسه قائم به موضوع باشد. مثلاً در صدق «زیدٌ کاتبٌ»، لازم نیست که نوشتن ذاتی زید باشد.
مبدأ اشتقاق: اصلی که مشتق از آن گرفته میشود، مانند «کتابة» برای «کاتب». در مباحث فلسفی، بررسی میشود که آیا مبدأ اشتقاق باید قائم به موضوع باشد یا نه.
وجود منبسط: مفهومی عرفانی و فلسفی که به انتشار و گسترش وجود واحد در تمام مراتب کثرت اشاره دارد. همۀ کثرات عالم در این نگاه شئونات و تجلیات یک وجود واحدند.
اعراض تسعه: اشاره به نه عرضی است که در فلسفۀ مشائی دستهبندی شدهاند: کم، کیف، أین، متی، وضع، ملک، فعل، انفعال و اضافه. این اعراض برخلاف جوهر، برای تحقق نیازمند موضوعاند و خارج از آن وجود ندارند.
کلی طبیعی: مفهومی است که در ذهن بهصورت عام لحاظ میشود و میتواند بر مصادیق متعددی حمل گردد، بدون آنکه بهخودیخود وجود خارجی داشته باشد. مانند «انسانیّت» که بر زید و عمرو و دیگران صادق است.
مفهوم عام بدیهی: مفهومی است که نیاز به تعریف ندارد و بهصورت واضح در ذهن حاصل میشود، مانند مفهوم «وجود» یا «شیء». بداهت آن به این معناست که عقل در نخستین لحاظ خود، بدون استدلال، آن را درک میکند.
شئون و نشئات وجود: مراتب و مظاهر گوناگون وجود که بهعنوان تجلیات آن تلقی میشوند. در حکمت متعالیه، این کثرات، همه تنزلات یا تشخصات وجودند و از آن جدا نیستند، بلکه خودِ وجود در مرتبهای خاصاند.
