اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات اصالت وجود (2)

بیان نظریّۀ سید سند و پاسخ آن

0
اسفار

در این درس به یکی از بحث‌های کلیدی در فلسفه اسلامی، یعنی رابطۀ‏ میان وجود و ماهیّت پرداخت شده و به این پرسش اساسی پاسخ داده می‌شود که کدام‌یک از این دو در عالم واقع، اصیل است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌وچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، سعی بر این دارند که نظریّه سید سند را تبیین کرده و سپس پاسخ صدرا را به اشکالی که با توجّه به آن نظریّه بر دیدگاه اصالت وجود وارد می‌شود، گزارش کنند. در این درس، ضمن تأکید بر اینکه وجود و ماهیّت در جهان خارج با هم متحدند، هرچند در ذهن ما متمایز به نظر می‌رسند، از دیدگاه «اصالت وجود» دفاع می‌شود؛ به این معنا که «وجود» اصل است و ماهیّت به تبع و به عنوان حد و تعیّن آن، معنا می‌یابد.

نسخه عربی

بررسی اشکالات اصالت وجود (2)

7
  • حالا سؤال من این است که در اینجا که گفتیم: این زدن شدیدتر از آن زدن است، آیا ما در آن، زمان را لحاظ کردیم؛ یعنی آیا این زدنِ در گذشته شدیدتر است؟! نه! آیا ما در این زدن، آینده را لحاظ کردیم؛ یعنی آیا این زدنِ در آینده شدیدتر است؟! نه! آیا ما در اینجا فاعل را لحاظ کردیم؛ آیا زدنِ عمرو شدیدتر است؟! نه! ما به زننده کار نداریم؛ حالا اگر به‌جای عمرو، زید را می‌آوردید و زدنِ زید می‌شد و به‌جای زید، بکر را می‌آوردید [فرقی نمی‌کرد]. ما به زدن کار داریم نه به فاعلی که او را زده است؛ ولو اینکه فاعل هم اصلاً از دور نگاه بکند. به او کار نداریم. [آیا] زدن با این آلت شدیدتر است؟! نه، [ما] به آلت هم کاری نداریم! [آیا] زدن چون در این مکان بوده شدیدتر است؟! مکان که [در این زدن به‌هیچ‌وجه] لحاظ نشده است! فقط نفس ضرب است. شما اسم این را چه می‌گذارید؟ آیا ماضی می‌گذارید؟ آیا اسم مکان می‌گذارید؟ بالأخره از این صِیغی که برای ما در عربیّت شمرده‌اند باید برای این اسمی بگذارید، این می‌شود: مصدر، و بشرط‌لا می‌شود. این بشرط‌لا است. پس اینکه می‌گویند: مصدر اصل کلام است [اشتباه است!] مصدر اصل کلام نیست [بلکه] مبدأ اشتقاق اصل کلام است، و به نُه وجه بلکه به صد وجه بازمی‌گردد.

  • توضیح مبدأ اشتقاق

  • مبدأ اشتقاق همان مفهومِ ضرب است که عبارت است از نفسُ الحدثنفس الحدث، زدنِ با این لحاظ نیست که الآن آن را لحاظ کرده‌ایم، بلکه نفس الحدث یعنی آن چیزی که شما از ضرب می‌فهمید، از مادّه می‌فهمید نه از هیئت؛ [یعنی] از ضاد و راء و باء [می‌فهمید] نه! [چون] ضرْب خودش می‌شود صیغه. آنچه شما از ضاد و راء و باء می‌فهمید مبدأ اشتقاق می‌شود و آن حدث است و لابشرط است. لذا نفس الحدث در خود همین مصدر هم هست، در اسم فاعل هم هست، در اسم مفعول هم هست و در بقیّة مشتقّات و صیغ هم هست، و آن لابشرط می‌شود.