اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات اصالت وجود (2)

بیان نظریّۀ سید سند و پاسخ آن

0
اسفار

در این درس به یکی از بحث‌های کلیدی در فلسفه اسلامی، یعنی رابطۀ‏ میان وجود و ماهیّت پرداخت شده و به این پرسش اساسی پاسخ داده می‌شود که کدام‌یک از این دو در عالم واقع، اصیل است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌وچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، سعی بر این دارند که نظریّه سید سند را تبیین کرده و سپس پاسخ صدرا را به اشکالی که با توجّه به آن نظریّه بر دیدگاه اصالت وجود وارد می‌شود، گزارش کنند. در این درس، ضمن تأکید بر اینکه وجود و ماهیّت در جهان خارج با هم متحدند، هرچند در ذهن ما متمایز به نظر می‌رسند، از دیدگاه «اصالت وجود» دفاع می‌شود؛ به این معنا که «وجود» اصل است و ماهیّت به تبع و به عنوان حد و تعیّن آن، معنا می‌یابد.

نسخه عربی

بررسی اشکالات اصالت وجود (2)

13
  • و إن أریدَ بهما ما یکونُ مأخوذًا فی مرتبةِ الماهیّة مِن حیثُ هی هی

  • «اگر منظور ما از موجودیّت و معدومیّت مرتبۀ خود ماهیّت است»

  • نه در عالم واقع و نه در عالم خارج، یعنی اگر بخواهیم در خود حقیقت ماهیّت جستجو کنیم و ببینیم که آیا موجودیّت و معدومیّت در حقیقت مفهوم ماهیّت خوابیده یا نخوابیده است، اگر اینطور باشد یعنی آن اتّصافی که این اتّصاف در مرتبۀ ماهیّت اخذ شده است، نه در مرتبۀ وجودیِ ماهیّت و نه در مرتبۀ معدومیِ ماهیّت [اگر این اتّصاف] در مرتبۀ خود ماهیّت اخذ شده باشد

  • علیٰ أن یکونَ شیءٌ منهما معتبرًا فی حدّ نفسِها

  • «بر اینکه شیئی از این موجودیّت و معدومیّت در حد و تعریف ماهیّت معتبر باشد»

  • بکونِه نفسَها أو جزءَها

  • «به اینکه خود ماهیّت باشد یا جزئی از ماهیّت را تشکیل بدهد»

  • فنختارُ أنّه قائمٌ بالماهیّة مِن حیثُ هی

  • «[در این‌صورت] ما اختیار می‌کنیم که وجود قائم به ماهیّت است از حیث خودش»

  • بلا اعتبارِ شیءٍ مِن الوجودِ والعدمِ فی حدِّ نفسِها.

  • «بدون اینکه ما هیچ‌کدام از وجود و عدم را فی‌حدّ نفسها بگیریم.»

  • یعنی می‌گوییم: «الماهیّةُ الموجودة.» ماهیّتی که نه موجود است و نه معدوم، متّصف به وجود می‌شود و همین ماهیّت که نه موجود است و نه معدوم، متّصف به عدم می‌شود؛ چه اشکالی دارد؟! یعنی اگر ما وجود و عدم را در خود مرتبۀ ماهیّت لحاظ کنیم، متّصف می‌شود و هیچ اشکالی هم پیش نمی‌آید.

  • و هذا لیس ارتفاعَ النّقیضین عن الواقعِ

  • «و این ارتفاع نقیضین از واقع نیست»

  • چون منظور از واقع در اینجا خارج نیست بلکه واقع در اینجا مرتبه است.

  • لأنّ الواقعَ أوسعُ مِن تلک المرتبةِ

  • «واقع از این مرتبه وسیع‌تر است.»»

  • بله، در عالم واقع ماهیّت یا موجود است یا معدوم ولی این ماهیّتی که می‌گوییم موجود است یا معدوم، در اینجا ارتفاع نقیضین نداریم، یعنی بالأخره ماهیّت در عالم واقع یا موجود است یا معدوم؛ این که ارتفاع نقیضین نشد. بله، فی‌حدّنفسها نه موجود است و نه معدوم، نه به‌حسب واقع چون واقع اوسع از این مرتبه است.