اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات اصالت وجود (2)

بیان نظریّۀ سید سند و پاسخ آن

0
اسفار

در این درس به یکی از بحث‌های کلیدی در فلسفه اسلامی، یعنی رابطۀ‏ میان وجود و ماهیّت پرداخت شده و به این پرسش اساسی پاسخ داده می‌شود که کدام‌یک از این دو در عالم واقع، اصیل است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌وچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، سعی بر این دارند که نظریّه سید سند را تبیین کرده و سپس پاسخ صدرا را به اشکالی که با توجّه به آن نظریّه بر دیدگاه اصالت وجود وارد می‌شود، گزارش کنند. در این درس، ضمن تأکید بر اینکه وجود و ماهیّت در جهان خارج با هم متحدند، هرچند در ذهن ما متمایز به نظر می‌رسند، از دیدگاه «اصالت وجود» دفاع می‌شود؛ به این معنا که «وجود» اصل است و ماهیّت به تبع و به عنوان حد و تعیّن آن، معنا می‌یابد.

نسخه عربی

بررسی اشکالات اصالت وجود (2)

12
  • تقریر اشکال به اصالت وجود

  • و منها1 أنّ الوجودَ لو کان فی الأعیانِ لکانَ قائمًا بالماهیّةِ؛

  • «یکی از آن اشکالاتی که وارد می‌شود این است:

  • اگر وجود در اعیان خارجی باشد باید قائم به ماهیّت باشد، مثل قیام عرض بر معروض.

  • فقیامُهُ امّا بالماهیّةِ الموجودةِ

  • «پس قیام آن، یا به ماهیّتی است که موجود است»

  • فیلزِمُ وجودُها قبلَ وجودِها

  • «بنابراین لازم می‌آید که وجود این ماهیّت قبل از وجودش باشد»

  • أو بالماهیّةِ المعدومةِ فیَلزِمُ اجتماعُ النّقیضین، أو بالماهیّةِ المجردةِ عن الوجودِ و العدمِ فیَلزِمُ ارتفاعُ النقیضین.

  • «یا به ماهیّت معدومه است، لازمه‌اش اجتماع نقیضین است که ماهیّت در عین اینکه معدوم است، وجود قائم به این ماهیّت معدومه بشود، یا به ماهیّت مجردۀ از وجود و عدم است که لازمه‌اش ارتفاع نقیضین است به اینکه ماهیّتی داشته باشیم و این ماهیّت نه وجود داشته باشد و نه عدم.»

  • پاسخ به اشکال

  • و أجیبُ عنه بأنّه: إن اُریدُ بالموجودةِ و المعدومةِ ما یکون بحسبِ نفسِ الأمر

  • «و جوابی که داده‌اند این است که اگر ارادۀ به موجودیّت و معدومیّت بشود، [اینکه] بگوییم: ماهیّت موجوده یا ماهیّت معدومه، منظور ما به‌حسب نفس‌الأمر است»

  • یعنی تحقّق نفس‌الامری موردنظر ما است، یعنی تحقّق در عالم واقع و تحقّق خارجی مدّ نظر است.

  • فنختارُ أنّ الوجودَ قائمٌ بالماهیّةِ الموجودةِ

  • «ما می‌گوییم: وجود قائم به ماهیّت موجوده است. یعنی وجود، قائم می‌شود به ماهیّتی که هست»

  • ولکن بنفسِ ذلک الوجودِ

  • «امّا نه‌اینکه قبلاً این ماهیّت بوده است بلکه به خود همین وجود، این ماهیّت، موجود است.»

  • حالاکه این ماهیّت به این وجود موجود شد می‌گوییم که این وجود، قائم به این ماهیّت است، واین اشکال ندارد.

  • لا بوجودٍ سابقٍ علیه

  • «نه‌اینکه وجودی سابق بر این وجود باشد»

  • کما أنّ البیاضَ قائمٌ بالجسمِ الأبیضِ بنفسِ ذلک البیاضِ القائمِ به، لا ببیاضِ غیرِه.

  • «همان‌طور که بیاض قائم به جسم ابیض است ولی این ابیضیت به همین بیاضی است که قائم به این جسم است نه به یک بیاض دیگر»»

  • اگر منظور از موجودیّت و معدومیّت، موجودیّت و معدومیّت نفس‌الامری باشد یعنی در عالم واقع باشد.»

    1. مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تلویحات، ص 23؛ المسائل القدسیة، ص 15.