اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات اصالت وجود (2)

بیان نظریّۀ سید سند و پاسخ آن

0
اسفار

در این درس به یکی از بحث‌های کلیدی در فلسفه اسلامی، یعنی رابطۀ‏ میان وجود و ماهیّت پرداخت شده و به این پرسش اساسی پاسخ داده می‌شود که کدام‌یک از این دو در عالم واقع، اصیل است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌وچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، سعی بر این دارند که نظریّه سید سند را تبیین کرده و سپس پاسخ صدرا را به اشکالی که با توجّه به آن نظریّه بر دیدگاه اصالت وجود وارد می‌شود، گزارش کنند. در این درس، ضمن تأکید بر اینکه وجود و ماهیّت در جهان خارج با هم متحدند، هرچند در ذهن ما متمایز به نظر می‌رسند، از دیدگاه «اصالت وجود» دفاع می‌شود؛ به این معنا که «وجود» اصل است و ماهیّت به تبع و به عنوان حد و تعیّن آن، معنا می‌یابد.

نسخه عربی

بررسی اشکالات اصالت وجود (2)

9
  • یا اینکه معنا، معنای عام و بدیهی است. یعنی مفهوم عام دارد نه معنای مصدری که به معنای شدن است. یعنی مفهوم وجود، یک مفهوم هستی‌ای است که نه به معنای کتاب شدن، دفتر شدن، هستی پیدا کردن است و نه به معنای مصدری. بلکه به معنای مفهومی است که شما بر همۀ مفاهیم بار می‌کنید و می‌گویید: این هست، کتاب هست، دفتر هست، آسمان هست، زمین هست. اگر این مفهوم عام بدیهی را در هر دوتای اینها بگیرید، دیگر هیچ‌کدام از این‌ها جدای از همدیگر نیستند. البتّه در این‌جا چون ایشان قائل به اصالت‌الماهیّة هستند، ماهیّت را اصل می‌گیرند و این وجود را منتزَع از آن می‌دانند و بین منتزع و منتزعٌ‌عنه اختلاف ماهوی و اختلاف عینی و نفس‌الامری وجود ندارد بلکه اختلاف، اختلاف مفهومی است. امّا مرحوم آخوند چون وجود را اصل می‌دانند و ماهیّت را فرع می‌داند، همان اتّحاد را می‌گیرند.

  • اشتراک و افتراق دیدگاه ملاصدرا و سید سند

  • پس بنابراین، یک نحوۀ اشتراک و یک نحوۀ افتراق بین هر دو می‌باشد. اشتراک این است که نه بنا بر اصالت‌الوجودی و نه بنا بر مبنای مرحوم سیدالمدقّقین، در هیچ‌کدام از اینها وجود بر ماهیّت حمل نمی‌شود به‌عنوان تقدّم طبعیِ ماهیّت بر او، بلکه وجود و ماهیّت اتّحاد ماهوی در خارج دارند. إلا اینکه محلّ افتراق این است که [مرحوم آخوند] وجود را اصل می‌داند و [مرحوم سیدالمدققّین] ماهیّت را اصل می‌داند. این فرق بین آنها است.

  • تطبیق متن

  • فإن قلتَ: هذه الملاحظةُ أیضًا نحوٌ مِن أنحاءِ وجودِ الماهیّة

  • «[اگر بگویید:] این ملاحظۀ لابشرطی، نحوی از انحاء وجود ماهیّت است»

  • فالماهیّةُ کیف تتّصِفُ بهذا النّحوِ من الوجودِ أو بالمطلقِ الشاملِ له

  • «چگونه ماهیّت متّصف می‌شود به این نحوۀ از وجود یا به وجود مطلقی که شامل این نحوۀ از وجود است»

  • مع مراعاتِ القاعدةِ الفرعیّةِ فی‌الاتّصاف؟

  • «با اینکه قاعدۀ فرعیّه را باید در این اتّصاف مراعات کنیم؟!»

  • [قاعدۀ فرعیت این است:] ثبوتُ شَیء لشیءٍ فرع ثبوت المثبت له پس بنابراین، اگر شما می‌گویید: ماهیّتی که در ذهن موجود می‌شود یا الماهیّةُ الموجودةُ المطلقة که وجود را مطلق بگیریم؛ در همۀ اینها باید قبلاً یک ماهیّتی باشد تا اینکه شما این وصف را بر او عارض و حمل کنید.