
بررسی اشکالات اصالت وجود (2)
بیان نظریّۀ سید سند و پاسخ آن
در این درس به یکی از بحثهای کلیدی در فلسفه اسلامی، یعنی رابطۀ میان وجود و ماهیّت پرداخت شده و به این پرسش اساسی پاسخ داده میشود که کدامیک از این دو در عالم واقع، اصیل است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلوچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، سعی بر این دارند که نظریّه سید سند را تبیین کرده و سپس پاسخ صدرا را به اشکالی که با توجّه به آن نظریّه بر دیدگاه اصالت وجود وارد میشود، گزارش کنند. در این درس، ضمن تأکید بر اینکه وجود و ماهیّت در جهان خارج با هم متحدند، هرچند در ذهن ما متمایز به نظر میرسند، از دیدگاه «اصالت وجود» دفاع میشود؛ به این معنا که «وجود» اصل است و ماهیّت به تبع و به عنوان حد و تعیّن آن، معنا مییابد.
بررسی اشکالات اصالت وجود (2)
17اصطلاحات درس
وجود: هستی و بودن اشیاء.
ماهیّت: چیستی و ذات یک شیء؛ مانند «انسان بودن» یا «کتاب بودن» که عقل آن را مستقل از بود و نبود خارجی آن شیء در نظر میگیرد.
اصالت وجود: دیدگاهی محوری در این درس که طبق آن، «وجود» حقیقت بنیادین، اصیل و منشأ آثار در عالم خارج است و «ماهیّت» امری اعتباری است که از حدود و تعیّنات همین وجود انتزاع میشود.
اصالت ماهیّت: دیدگاهی فلسفی که در مقابل اصالت وجود قرار دارد و «ماهیّت» را حقیقت اصیل و بنیادین در عالم خارج میداند و وجود را امری عارضی و ثانوی برای ماهیّت در نظر میگیرد. در متن به عنوان دیدگاه سید مدققین شیرازی به آن اشاره شده است.
اتّحاد (وجود و ماهیّت): به این معنا که در عالم خارج و واقع، «وجود» و «ماهیّت» دو چیز جدا و متمایز از هم نیستند، بلکه یک حقیقت واحد و یکپارچه را تشکیل میدهند؛ هرچند در عالم ذهن، عقل میتواند آنها را به عنوان دو مفهوم جداگانه تحلیل کند.
عالم ذهن (و عالم اعتبار): مرتبهای که در آن، عقل مفاهیم را از یکدیگر تفکیک، تحلیل و اعتبار میکند. در این عالم، وجود و ماهیّت میتوانند به صورت جداگانه و با ویژگیهای متمایز لحاظ شوند، برخلاف عالم خارج که متحدند.
اعیان خارجی: جهان واقعی و ملموس خارج از ذهن، که اشیاء در آن به صورت واقعی موجودند. بحث اتّحاد وجود و ماهیّت و اصالت یکی بر دیگری، ناظر به این مرتبه از واقعیّت است.
لابشرط (در مورد ماهیّت): نوعی لحاظ و در نظر گرفتن ماهیّت به صورت مطلق و بدون هیچ قید و شرطی؛ یعنی نه به شرط وجود داشتن چه ذهنی و چه خارجی و نه به شرط عدم. این نوع لحاظ، کلیدی برای حل اشکال تقدّم ماهیّت بر وجود یا برعکس است.
مبدأ اشتقاق: در تمثیل لغوی که برای روشن شدن بحث فلسفی به کار رفته، به معنای ریشه، مادّه و مفهوم اصلی و «لابشرط» یک فعل یا اسم است که در تمام صیغهها و مشتقات آن جریان دارد و قابلیت تطبیق بر همه را داراست برخلاف «مصدر» که خود یک صیغه و تعیّن خاص از آن مبدأ است. این تمثیل به فهم چگونگی سریان یک حقیقت واحد در تعیّنات مختلف کمک میکند.
