اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات اصالت وجود (2)

بیان نظریّۀ سید سند و پاسخ آن

0
اسفار

در این درس به یکی از بحث‌های کلیدی در فلسفه اسلامی، یعنی رابطۀ‏ میان وجود و ماهیّت پرداخت شده و به این پرسش اساسی پاسخ داده می‌شود که کدام‌یک از این دو در عالم واقع، اصیل است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌وچهارم از سلسله دروس خارج اسفار، سعی بر این دارند که نظریّه سید سند را تبیین کرده و سپس پاسخ صدرا را به اشکالی که با توجّه به آن نظریّه بر دیدگاه اصالت وجود وارد می‌شود، گزارش کنند. در این درس، ضمن تأکید بر اینکه وجود و ماهیّت در جهان خارج با هم متحدند، هرچند در ذهن ما متمایز به نظر می‌رسند، از دیدگاه «اصالت وجود» دفاع می‌شود؛ به این معنا که «وجود» اصل است و ماهیّت به تبع و به عنوان حد و تعیّن آن، معنا می‌یابد.

بررسی اشکالات اصالت وجود (2)

15
  • «همین‌طور در عقل این دوتا با همدیگر خلط می‌شوند، همان‌طور که در خارج خلط می‌شوند»

  • الّا فی نحوِ ملاحظةٍ عقلیةٍ مشتملةٍ علیٰ مراعاةِ جانبَی الخلطِ و التعریةِ

  • «مگر در یک نحوه ملاحظۀ عقلیّه که مشتمل است بر مراعات دو جانب خلط و تعریه»

  • فیصفُها العقلُ به علَی الوجهِ الّذی مرّ ذکرُه.

  • «عقل می‌آید ماهیّت را متّصف به وجود می‌کند بر همان وجهی که ذکر کردیم»

  • که ماهیّت را جدای از وجود و عدم فرض می‌کند، بعد یکی از این دوتا را بر آن بار می‌کند. به این عمل تعریه می‌گویند.»

  • و قد علمتَ أنّا فی متّسعٍ عن هذا الکلامِ

  • «[و به تحقیق قبلاً دانستی که] ما متسع از این کلام هستیم»

  • فإنّه لا یلزَمُ مِن کونِ الوجودِ فی الأعیانِ قیامُه بالماهیّةِ أو عروضُه لها

  • «ما نمی‌گوییم که وجودی که در اعیان هست وجودی است که قائم به ماهیّت است یا عارض به ماهیّت می‌شود»

  • إذ هما شیءٌ واحدٌ فی نفسِ الأمرِ بلا امتیازَ بینَهما

  • «زیرا ما می‌گوییم: این دوتا در نفس‌الأمر یکی هستند و هیچ امتیازی بین اینها وجود ندارند»

  • فإنّ الماهیّةَ متّحدةٌ مع الوجودِ الخارجیِ فی الخارجِ، و مع الوجودِ الذهنیِّ فی الذهنِ.

  • «[پس همانا] ماهیّت با وجود خارجی در خارج و با وجود ذهنی در ذهن اتّحاد دارد.»

  • لکن العقلُ حیثُ یعقِلُ الماهیّةَ مع عدمِ الالتفاتِ إلیٰ شیءٍ مِن انحاءِ الوجودِ یحکُمُ بالمغایرةِ بینَهما بحسبِ العقل، بمعنی أنّ المفهومَ مِن أحدِهما غیرُ المفهومِ مِن الآخرِ

  • «لکن وقتی که عقل، تعقّل ماهیّت را می‌کند، بدون التفات به دو نحوه از وجود خارجی و ذهنی، حکم به مغایرت بین این دو امر می‌کند به‌حسب عقل. آنچه ما از یکی می‌فهمیم غیر از آن چیزی است که از دیگری می‌فهمیم مفهوماً.»

  • کما یحکُمُ بالمغایرةِ بینَ الجنسِ و الفصلِ فی البسائطِ مع اتّحادهما فی الواقعِ جعلًا و وجودًا.1

  • همان‌طور که به مغایرت بین جنس و فصل در بسائط حکم می‌کند؛ با اینکه اینها در واقع، هم در جعل و هم در وجود متّحد هستند، هردوی اینها یکی هستند، یعنی هم وجودشان واحد است و هم جعلشان جعل واحد است، یعنی تحقّق واحد هم دارند.»

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 56 ـ 58.