اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات اصالت وجود (1)

مراد عرفاء از وحدت وجود

0
اسفار

موضوع این درس، بررسی و تبیین نحوۀ ارتباط وجود با ماهیّت است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌سوم از سلسله دروس خارج اسفار، برخی از اشکالات اصالت وجود را ذکر می‌کنند، من جمله اینکه اگر وجود را صفتی برای ماهیّت بدانیم که عارض بر آن شده است، به تناقض‌هایی مثل تسلسل خواهیم رسید. اما ملاصدرا پاسخ می‌دهد که در واقعیت، ماهیّت و وجود در خارج از ذهن، این‌همان و واحد هستند؛ این ذهن ما است آن‌ها را جدا تحلیل می‌کند. در بخش دیگری از این جلسه به بیان اقوال در باب معقولات ثانیه فلسفی و نیز مراد عرفاء از وحدت وجود پرداخته می‌شود.

نسخه عربی

بررسی اشکالات اصالت وجود (1)

4
  • تلمیذ: این بحثی که صاحب تلویحات کرده است بر مبنای همین قضایای حملیّه‌ای است که وجود، محمول است امّا اینکه عکس‌الحمل باشد و درواقع وجود موضوع آن باشد دیگر آن اشکال ایشان با بحث معیّت و... مطرح نمی‌شود.

  • استاد: مسئلۀ ایشان [در اینجا] بحث ذهن و خارج است. در ذهن، شما می‌توانید برای ماهیّت و برای وجود، انفکاک قائل بشوید؛ یعنی بگویید: ماهیّت موجوده، زید موجود و زید معدوم. اینجا است که اینها می‌گویند: وقتی که ما می‌توانیم این ماهیّت را منحاز از وجود تصوّر کنیم، طبعاً حمل وجود بر آنها و اتّصاف ماهیّت به وجود به چه شکل خواهد بود. امّا اگر ما گفتیم که آن ماهیّت، عبارت است از همین وجود و فرقی نمی‌کند؛ یعنی وجود است درواقع که آن وجود، هم ماهیّت است و هم اتّصافش است، هر دو است، که فی‌الواقع هم همین است، و ما ماهیّتی نداریم سوای تعیّن وجود، و سوای قالب‌گیری وجود، و سوای تکیّف وجود به این کیف خاص و اصلاً ما ماهیّتی نداریم. اگر این‌طور مطرح بشود پس بنابراین، این جهت امتیاز و افتراق و دوئیّت و مزج واینها برداشته می‌شود.

  • توضیحی دربارۀ دو نوع انتساب وجود

  • فلذا مرحوم آخوند در اینجا می‌فرماید که همان‌طور که مرحوم خواجه در اینجا دارد و بسیار خوب و عالی این معنا را آورده است این است که: وجودی که از مبدأ اعلیٰ، تنازل پیدا می‌کند دو حالت دارد: یک انتساب به مبدأ خودش دارد، ما اسمش را می‌گذرایم وجود؛ چون «لا یصدرُ عن الواحدِ الّا الواحد» آن چیزی که واحد است، همان [واحد] از آن صادر می‌شود. و آن معلول باید سنخیّت خود علت را واجد باشد نه [سنخیّتِ] شیء دیگر را. و یک انتساب دیگری هم این وجودی که الآن از آن صادر اوّل [تنازل پیدا کرده]، نسبت به خودش دارد. الآن به این، معلول می‌گویند، علت که نمی‌گویند. الآن به این، متعیّن می‌گویند، غیر متعیّن که نمی‌گویند. الآن به این، محدود می‌گویند، غیر محدود که نمی‌گویند. اسم این انتسابِ به خودش را ماهیّت می‌گذاریم.