اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات اصالت وجود (1)

مراد عرفاء از وحدت وجود

0
اسفار

موضوع این درس، بررسی و تبیین نحوۀ ارتباط وجود با ماهیّت است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌سوم از سلسله دروس خارج اسفار، برخی از اشکالات اصالت وجود را ذکر می‌کنند، من جمله اینکه اگر وجود را صفتی برای ماهیّت بدانیم که عارض بر آن شده است، به تناقض‌هایی مثل تسلسل خواهیم رسید. اما ملاصدرا پاسخ می‌دهد که در واقعیت، ماهیّت و وجود در خارج از ذهن، این‌همان و واحد هستند؛ این ذهن ما است آن‌ها را جدا تحلیل می‌کند. در بخش دیگری از این جلسه به بیان اقوال در باب معقولات ثانیه فلسفی و نیز مراد عرفاء از وحدت وجود پرداخته می‌شود.

نسخه عربی

بررسی اشکالات اصالت وجود (1)

3
  • پاسخ ملاصدرا به اشکالات بر اصالة الوجود

  • مرحوم آخوند در اینجا روی همین شقّ ‌ثالث نظر دارند و می‌گویند: ماهیّت با وجود است، امّا این معیّت ماهیّت با وجود، عبارت است از تعیّن خارجی. به‌عبارت‌دیگر، اتّحاد در عین، بین ماهیّت و بین وجود است، ولی در وعاء ذهن بین اینها اختلاف است. اینکه می‌گوییم: ماهیّت موجود است، یعنی ماهیّت موجود است به‌واسطۀ همین وجود. و این معیّتی که شما می‌بینید بین ماهیّت و بین وجود، به‌واسطۀ همین وجود است. اگر این وجود نبود، این معیّت هم نبود. دیگر [حتی] شما نمی‌توانستید به این ماهیّت هم ماهیّت بگویید؛ [البتّه] در خارج. پس اینکه الآن ما می‌گوییم: ماهیّت موجود است و معیّت دارد با وجود و این ماهیّت متّصف است به وجود و وجود، صفت برای ماهیّت است، بین صفت و موصوف در اینجا یک اتّحاد خارجی برقرار شده است. اگرچه از نقطه‌نظر عقلی اینها با هم دوتا هستند، ولی از نقطه‌نظر خارجی، یکی هستند؛ دقیقاً مثل صفت و موصوف در خارج. وقتی که می‌گوییم: «قائم» یا «جالس»، در اینجا دو چیز نمی‌بینیم [که] یکی قیام باشد و دیگری زید. اگرچه از نقطه‌نظر ذهنی و عقلی، مفهوم قیام عبارت است از هر حالت خاصی که بر حیوان و یا بر جمادی عارض می‌شود و این کیفیّت می‌شود [همان] قیام. امّا از نقطه‌نظر وجود عینیِ او، این عبارت است از عین همان وجودی که الآن قائم، وصف برای او است. [پس] اینها ازنظر تحلیل ذهنی با هم دوتا هستند.

  • پس بنابراین، ماهیّت موجوده عبارت است از ماهیّتی که وجود آن ماهیّت، همین وجود است، و تحقّق آن ماهیّت عبارت از همین وجود است؛ نه‌اینکه بین این‌دو معیّت و خلط و امتزاج است تا اینکه آن اشکالات پیدا بشود.

  • تبیین نحوۀ اتصاف ماهیّت به وجود

  • ماهیّه متّصفةٌ بالوجود، این ماهیّت متّصف به وجود است. حالا نحوۀ اتّصاف چیست؟ صحبت در اینجا این است که ما در صفت و موصوف خارجی، می‌توانیم صفت را از موصوف جدا کنیم؛ یعنی موصوف را وجودِ خارجیِ بدون صفت در نظر بگیریم. [در این صورت] می‌توانیم بگوییم که [مثلاً] زید در خارج هست و قیام [در خارج] نیست. ولی صحبت در این است که در ماهیّت، نمی‌توانیم این را بگوییم. در اینجا وصف ما که عبارت است از وجود، وصفی است که عبارت است از عین تحقّق خارجیِ موصوف، به‌طوری‌که برای موصوف هیچ وعائی نیست جز همین وصفی که در اینجا آمده و به آن متّصف شده است. این فرق بین وصفیّت وجود است برای ماهیّت و بین وصفیّت اعراض خارجی است؛ مثل وضع و لون و کیف و کم و امثال‌ذلک برای اعیان خارجی که در آنجا موضوع در خارج می‌تواند متحقّق باشد بدون این وصف کذایی. [من‌باب‌مثال] شما خشب دارید ولی سریر ندارید، شما خشب دارید ولی کمّ خشب شما این‌طور است و بعد تبدیل پیدا می‌کند به کمّ دیگری، یا لونش این‌طور است و بعد متبدّل می‌شود به نوع دیگری. ولی ماهیّت، وجود خارجی‌ای سوای وجود ندارد. این فرق بین این اتّصاف و آن اتّصاف دیگر است.