
بررسی اشکالات اصالت وجود (1)
مراد عرفاء از وحدت وجود
موضوع این درس، بررسی و تبیین نحوۀ ارتباط وجود با ماهیّت است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلوسوم از سلسله دروس خارج اسفار، برخی از اشکالات اصالت وجود را ذکر میکنند، من جمله اینکه اگر وجود را صفتی برای ماهیّت بدانیم که عارض بر آن شده است، به تناقضهایی مثل تسلسل خواهیم رسید. اما ملاصدرا پاسخ میدهد که در واقعیت، ماهیّت و وجود در خارج از ذهن، اینهمان و واحد هستند؛ این ذهن ما است آنها را جدا تحلیل میکند. در بخش دیگری از این جلسه به بیان اقوال در باب معقولات ثانیه فلسفی و نیز مراد عرفاء از وحدت وجود پرداخته میشود.
بررسی اشکالات اصالت وجود (1)
9لذا همانطور که خود ایشان [مرحوم آقا یا مرحوم آخوند] فرمودند، حقّ با همین بعض مشایخ صوفیّه است که اینها وحدت را حقیقی و کثرت را اعتباری میدانند. [البتّه] اعتباری نه بهعنوان موهومی بلکه بهعنوان عدم استقلالیّت در تعیّنات میدانند که این همان مسئلۀ وحدت وجود و وحدت موجود است.
تلمیذ: میخواهیم ببینیم وقتی که امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید: «ما رأیتُ شیئًا الّا رأیتُ الله قبلَه و معَه و بعدَه»1 در دید اوّل چه چیزی را میبینند؟ اینکه در اینجا فرمودید: در ذهن، اوّل ماهیّت میآید، آیا برای عارف هم همینطور است یا اینکه عارف اوّل وجود اطلاقیاش را ملاحظه میکند؟
استاد: برای عارف دیگر اوّل و دوّم ندارد، همه را برؤیةِ الواحد میبیند؛ چون وقتی که اوّل و دوّم باشد، اوّل و دوّم ذهنی است، امّا عارف وقتی که نگاه میکند همه را در رؤیت واحد با هم میبیند، یعنی یک حقیقت میبیند، یعنی در عین صورت دیدن، در حال حقیقت دیدن است و در عین آن حقیقت دیدن، در حال صورت دیدن است. آنجا دیگر مقامی است که اصلاً انفکاکش شرک است! یعنی اینکه اوّل ببیند و دوّم ببیند، دیگر در آنجا اصلاً بهطورکلی شرک است و این دلالت بر نقص او میکند!
تلمیذ: پس کسی که اوّل صور و اشکال را میبیند بهخاطر نقصش است.
استاد: بله، همینطور است.
تطبیق متن
اشکالاتٌ و تفصیاتٌ:
إنّه قد بَقِیَ بعد عدة شبهاتٍ فی کونِ الوجودِ ذا حقّائقَ عینیةٍ:
منها ما ذَکَرَه صاحبُ التّلویحات بقولِه:
إن کان الوجودُ فی الأعیانِ صفةً للماهیه؛ فهی قابلةٌ: امّا أن تکونَ موجودةً بعدَه.
«یکی از آنها، اشکالی است که صاحب تلویحات آن را مطرح میکنند و آن اینکه میفرماید: اگر وجودی که در اعیان در خارج است، صفت برای ماهیّت باشد»
یعنی بگوییم: الماهیّه الموجودة، و وجود صفت برای آن باشد و ماهیّت متّصف به این باشد، این ماهیّت از این سهحال خارج نیست: یا اینکه بعد از وجود، ماهیّت موجود میشود. یعنی اوّل میگوییم: الماهیّه الموجودة، یعنی بعد از وجود، این ماهیّت موجود میشود.
- مفتاح السعادة، ج 1، ص 67 و 231؛ ج 7، ص 519؛ توحید علمی و عینی، ص 191 (ت):
«این حدیث را به این عبارت مرحوم صدرالمتألّهین در أسفار أربعة، طبع سنگی، ج 1، ص 26 و از طبع حروفی، ج 1، ص 117 ذکر نموده است. و نیز مرحوم سبزواری در حاشیه خود بر شرح منظومه خود در ص 66 از طبع ناصری راجع به کیفیت تقوّم معلول به علّت ذکر کرده است. مرحوم صدرالمتألّهین پس از بیان روایت مرفوعاً از امیرالمؤمنین علیه السّلام بدین عبارت، گفته است: و روی: ”معهُ و فیه“ یعنی: ”ما رأیتُ شیئًا إلا و رأیتُ الله معه و فیه“. و مرحوم عالم ربّانی حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ـ رضوان الله علیه ـ در أسرار الصلاة، ص 65 گوید: ”قوله علیه السّلام: (یعنی امیرالمؤمنین علیه السّلام) ما نظرتُ إلیٰ شیءٍ إلا و رأیتُ الله قبلَه و بعدَه و معه.“ و در رسالۀ لقاءالله خطّی، ص 7 گوید: ”امام صادق علیه السّلام میفرماید: ما رأیتُ شیئًا إلا و رأیتُ الله قبلَه و بعدَه و معه“.»
- مفتاح السعادة، ج 1، ص 67 و 231؛ ج 7، ص 519؛ توحید علمی و عینی، ص 191 (ت):
