
بررسی اشکالات اصالت وجود (1)
مراد عرفاء از وحدت وجود
موضوع این درس، بررسی و تبیین نحوۀ ارتباط وجود با ماهیّت است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلوسوم از سلسله دروس خارج اسفار، برخی از اشکالات اصالت وجود را ذکر میکنند، من جمله اینکه اگر وجود را صفتی برای ماهیّت بدانیم که عارض بر آن شده است، به تناقضهایی مثل تسلسل خواهیم رسید. اما ملاصدرا پاسخ میدهد که در واقعیت، ماهیّت و وجود در خارج از ذهن، اینهمان و واحد هستند؛ این ذهن ما است آنها را جدا تحلیل میکند. در بخش دیگری از این جلسه به بیان اقوال در باب معقولات ثانیه فلسفی و نیز مراد عرفاء از وحدت وجود پرداخته میشود.
بررسی اشکالات اصالت وجود (1)
7در اینکه تلخی، وجود دارد و شیرینی وجود دارد، ترشی وجود دارد و حموضت وامثالذلک و در اینکه افراد و اشیاء مختلف [موجود] هستند؛ [یا] یکی نرم است و یکی سفت است، یا شما آب به سرتان بزنید سرتان نمیشکند، امّا اگر پارۀآجر به سرتان بخورد مغز را متلاشی میکند، نمیتوانید بگویید که هردو [یا همۀ اینها] اینها اعتبار است و بگذار پارهآجر بیاید! همان کسی هم که این حرف را میزند خودش فرار میکند! نمیایستد که فرض کنید موشکی بیاید از [طرف] صدام، او بایستد و همینطوری نگاه کند! بالأخره میبیند که مسئله جدّی است و اعتبار یادش میرود [و فرار میکند که موشک به سرش نخورد!]
پس در این قضایا، اعتبار نه به معنای تخیّل است. در اعتباریّات که جنبۀ اعتباریّت لحاظ میشود، گاهیاوقات اعتبار به معنای فقط صرف یک نوع تخیّل است، مثلاًینکه فرض بکنید شخصی هیچ خصوصیتی ندارد بعد این شخصیّت میشود رئیس و [دیگری] میشود مرئوس! این اعتبار است دیگر! حدّ و حریم، اعتبار است. [منبابمثال] میگویند: زمین و مزرعۀ شما تا اینجا است و از اینجا به بعدش مال این [شخص] است و از اینجا به بعد مال آن [شخص است]؛ خب این اعتبار است. رنگ زمین عوض نمیشود که این رنگ با آن رنگ تفاوت پیدا کند. [یا مثلاً] این مرز را برمیدارند و [مقداری] جلوتر یا عقبتر میبرند. دیدهاید که مرز کشورها [را] مینشینند و باهمدیگر نقشه را [یکخورده تغییر میدهند؛ مثلاً] یک خط اینجاست [آنرا] یکخورده اینورترش میکنند و ایران اضافه میشود، یا کمترش میکنند و ایران کم میشود؛ همۀ اینها امور اعتباری است. البتّه این اعتبار، ریشهای در حقیقت و وضع دارد ولی خودِ نفس اعتباری که الآن معتبِر آن را لحاظ میکند، یک امر اعتباری و تخیّلی است؛ فرض بکنید که [مثلاً] طرف میآید یکجور میگوید اینجور چیز [یعنی عمل] میکنند آنیکی میآید یکجور [دیگر] میگوید، یکجور دیگر میکنند! و اگر ما بخواهیم دقّت کنیم میبینیم که اکثر کارهای دنیا همهاش اعتباری است و در مسائلِ مردم، حقیقت وجود ندارد. این یک اعتبار است.
