اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات اصالت وجود (1)

مراد عرفاء از وحدت وجود

0
اسفار

موضوع این درس، بررسی و تبیین نحوۀ ارتباط وجود با ماهیّت است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌سوم از سلسله دروس خارج اسفار، برخی از اشکالات اصالت وجود را ذکر می‌کنند، من جمله اینکه اگر وجود را صفتی برای ماهیّت بدانیم که عارض بر آن شده است، به تناقض‌هایی مثل تسلسل خواهیم رسید. اما ملاصدرا پاسخ می‌دهد که در واقعیت، ماهیّت و وجود در خارج از ذهن، این‌همان و واحد هستند؛ این ذهن ما است آن‌ها را جدا تحلیل می‌کند. در بخش دیگری از این جلسه به بیان اقوال در باب معقولات ثانیه فلسفی و نیز مراد عرفاء از وحدت وجود پرداخته می‌شود.

نسخه عربی

بررسی اشکالات اصالت وجود (1)

6
  • بیان اقوال در اعتباریّت معقولات ثانیه فلسفی

  • تلمیذ: آیا می‌توانیم بگوییم که عرفا در عالم ذهن اوّل وجود را ادراک می‌کنند و بعد [صور و اشکال را؛] برخلاف اذهان عادی مردم که اوّل صور و اشکال را ملاحظه می‌کنند و بعد وجود را؟

  • استاد: ببینید در عالَم ذهن، یک بحثی هست که خود مرحوم آقا اتفاقاً این بحث را در الله شناسی جلد سوم آورده‌اند و آن این است که وقتی که کلام مرحوم حاج ملاهادی را در آنجا ردّ می‌کنند در همان‌جا [تصریح می‌کنند که] مرحوم حاجی، چهار قول نقل می‌کند در بحث وحدت و کثرت: یکی وحدت حقّیقی و کثرت اعتباری، یکی وحدت حقّیقی و کثرت حقّیقی که این قول، قول صدرالمتألّهین و اینها [یعنی برخی شارحین دیگر] است، و یکی وحدت حقّیقی و عدمُ الکثرة است که این هم یک قول است و البتّه عکسش نمی‌شود، یعنی وحدت اعتباری و کثرت حقّیقی باشد، زیرا این محال است. در وحدت حقّیقی و کثرت اعتباری، این قول را منسوب می‌کنند به صوفیّه که وحدت حقّیقی و کثرت موهومی و وهمی، و به‌عبارت‌دیگر وحدت وجود و موجود هر دو با هم [است].

  • آن‌طورکه یادم هست وقتی که ما آن مطالب [مرحوم حاجی را در آنجا] بیان می‌کردیم راجع به این قضیّه هم صحبت شد و کلامی را هم در آنجا از مرحوم آقای مطهّری نقل کردیم که ایشان هم در اینجا این قضیّه را به اشتباه درک کرده بودند و اتفاقاً مرحوم آقا هم همین مطلب را در اینجا آورده‌اند، و آن این است که: اگر ما قائل به وحدت حقّیقی و کثرت حقّیقی بشویم و این کثرت حقّیقی را در قبال آن وحدت حقّیقی بدانیم، این چیزی غیر از شرک واینها نخواهد بود. یعنی شما در مقابل یک حقیقت، حقّایق مستقلّه و متعدّده‌ای را فرض کرده‌اید. و این با آن اطلاق و صرافت و امثال‌ذلک در تنافی است.

  • تبیین دو معنا از اعتباریّت

  • پس بنابراین، بحث روی کثرت اعتباری می‌رود. آن‌وقت باید ببینیم در اینجا منظور از کثرت اعتباری چیست؟ آیا کثرت اعتباری به این معنا است که اصلاً کثرتی نیست؟ یعنی در واقع آن کسی که وحدت می‌بیند و کثرت را اعتباری می‌بیند، اعتبار را به عنوان یک امر موهوم و تخیّل می‌پندارد؟ [در این‌صورت] در واقع بین پنیر و کدو نباید فرقی بگذارد، چون اعتبار است و اعتبار هم به اعتبار معتبِر تفاوت پیدا می‌کند و همۀ اینها تخیّل است! یا [دیگر] فرقی بین شیرینی و ترشی نباید بگذارد، فرقی بین تلخی و شوری در اینجا نباید بگذارد، [چون] تمام این کثرات، کثرات موهومی می‌شوند، مثل انیاب اغوالی که اصلاً وجود خارجی ندارد این کثرات هم این‌چنین هستند. اصلاً هیچ عاقلی چنین چیزی را تفوّه نمی‌کند! [اگر کسی چنین مطلبی را بگوید] این شخص دیوانه است! پس معلوم می‌شود که آن کثرت اعتباری‌ای که در اینجا [مطرح] هست اعتبار در اینجا چه معنایی دارد. و آیا ما در اینجا اعتبار را به معنای وهم می‌دانیم یا اینکه نه، اعتبار در اینجا به معنای وهم نیست [بلکه] در اینجا اعتبار در مقابل استقلال و در مقابل حقیقت مستقلّه است.