اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات اصالت وجود (1)

مراد عرفاء از وحدت وجود

0
اسفار

موضوع این درس، بررسی و تبیین نحوۀ ارتباط وجود با ماهیّت است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌سوم از سلسله دروس خارج اسفار، برخی از اشکالات اصالت وجود را ذکر می‌کنند، من جمله اینکه اگر وجود را صفتی برای ماهیّت بدانیم که عارض بر آن شده است، به تناقض‌هایی مثل تسلسل خواهیم رسید. اما ملاصدرا پاسخ می‌دهد که در واقعیت، ماهیّت و وجود در خارج از ذهن، این‌همان و واحد هستند؛ این ذهن ما است آن‌ها را جدا تحلیل می‌کند. در بخش دیگری از این جلسه به بیان اقوال در باب معقولات ثانیه فلسفی و نیز مراد عرفاء از وحدت وجود پرداخته می‌شود.

نسخه عربی

بررسی اشکالات اصالت وجود (1)

12
  • و لوجودِها وجودٌ.

  • «و برای وجود آن ماهیّت هم وجودی باشد.»

  • [می‌خواهد بگوید که] اصلاً اتّصافش یک امر عقلی است و در خارج چیزی غیر از وجود نیست. امّا در خارج ما بین موصوف و صفت می‌توانیم جدایی بیندازیم؛ زید هست و قائم نیست، زید هست و جالس نیست، خشب هست و سریر نیست. پس بنابراین، ما می‌توانیم صفت و موصوف در زمان‌ها را از همدیگر جدا کنیم؛ این در یک زمان هست و در زمان دیگری نیست.

  • ثمّ یتّصفُ أحدُهما بالآخرِ؛ بل هما فی الواقعِ أمرٌ واحدٌ بلا تقدّم بینهما و لا تأخّرٍ و لا معیةٍ ایضًا بالمعنیٰ المذکورِ، و اتّصافِها به فی العقلِ.

  • «بلکه ماهیّت و وجود در واقع یک چیز است؛ نه تقدّمی جدا و نه تأخّری و نه معیّتی ایضاً به معنایی که ذکر شد که به معنای اختلاط و اتّصافات باشد.»

  • و تفصیلُ هذا الکلام ما ذَکَرَه بعضُ الحافّین1 حولَ عرشِ التّحقّیق:

  • «و تفصیل این کلام آن چیزی است که مرحوم خواجه فرمودند:»

  • مِن أنّه اِذا صَدَرَ عن المبدأِ وجودٌ

  • «وقتی که از مبدأ یک وجودی صادر شود»

  • کان لذلک الوجودِ هویةٌ مغایرةٌ للاوّل؛

  • «طبیعی است که این وجود صادر با منشأش تفاوت دارد؛»

  • و مفهومُ کونِه صادرًا عنه غیرُ مفهومِ کونِه ذا هویةٍ.

  • «این مفهومی که صادر شده از او غیر از آن مفهومی است که دارای هویّت است.»

  • یعنی یک‌ربطی با آن وجود اوّلش دارد. این همان معنای صدور است و یک انتسابی به خودش دارد، خب خودش از او صادر شده و جدا شده است. اینکه الآن از او صادر شده است غیر از این است که دارای هویّت است و دارای یک شکل خاص است.

  • دو نتیجه از مطالب پیش‌گفته

  • فإذن هاهنا أمران معقولان:

  • «ما در اینجا دو نتیجه می‌گیریم:»

  • أحدُهما الأمرُ الصّادرُ عن الاوّلِ و هو المسمّی ب«الوجود».

  • «یکی اینکه آن مسئله‌ای که از اوّلی صادر شده، همان وجود است.»

  • چون از وجود، وجود صادر می‌شود؛ بنابراین، از نقطه‌نظر اینکه صادر از اوّل است انتساب به اوّل دارد، پس وجود است. و از نقطه‌نظر اینکه با آن فرق می‌کند، ماهیّت می‌شود.

    1. هو المحقق الطوسی فی شرح الإشارت فی الفصل التاسع و الثلاثین فی النمط السادس عند البحث عن کیفیة صدور الکثیر عن الواحد ص 175 (طبع قدیم).