
علّت نداشتن ذات وجود بما هو وجود (1)
تبیین فلسفی مشیّت و ارادۀ الهی
در این درس به دو موضوع مهم پرداخته میشود: اوّل اینکه خودِ وجود، در تحقق نیازی به علّت یا دلیل بیرونی ندارد. دوّم: افعال خداوند چگونه محقق میشود؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلویکم از سلسله دروس خارج اسفار، ضمن اشاره به غایتمندی فعل و ارادۀ پروردگار به تبیین مصالح و مفاسد افعال الهی و ملاک در تشریع احکام میپردازند. استاد تأکید میکنند که تشریع، ریشه در واقعیّتهای جهان و فطرت انسان یعنی تکوین دارند و هدف آن، رشد و کمال انسان است؛ اگرچه ممکن است ملاک همۀ احکام را نفهمیم. به اعتقاد مرحوم استاد همه چیز از خود وجود گرفته تا افعال خداوند و احکام دینی از یک حقیقت اصلّی سرچشمه میگیرند که خود این حقیقت اصلّی، بینیاز از علّت است.
علّت نداشتن ذات وجود بما هو وجود (1)
7امّا اگر ما به مصالح نفس الامریّه تکوین کما هی هی، واقعاً اطلاع پیدا کردیم و اشراف پیدا نمودیم آیا در آن موقع، نیازی به شرع داریم؟ آن موقع خود انسان، مشرِّع میشود مثل امام علیه السلام، واقعاً به مصالح و خصوصیّات واقعیّه عالم تکوین اطلاع و اشراف پیدا کرده است وقتی واقعاً اطلاع پیدا کرده است طبعاً نحوه اثباتی مسئله عالم تشریع را هم، موافق با او قرار میدهد و این دیگر جای بحثی نیست.
اگر شخصی ببیند که خوردن این شیء برای او مکروه است چون مخالف با نفس و تجّرد او است، خب این را نمیخورد. و اگر ببیند این عمل، نفساً بر او حرام است گر چه در کتب و روایات برایش روایتی نیامده است ولی [میفهمد] که این عمل، موجب کدورت نفسانی او خواهد شد حالا میگوید که آیا واجب است این عمل را انجام بدهم؟ کِی همچنین حرفی را میزند؟ آیا چون در کتب و روایات [اشارهای به حکم موضوعی وارد نشده است] دلیل بر جواز رفتن به مکانی میشود که وجداناً احساس میکنم که رفتن در آن مکان خاص، موجب کدورت من شده و حال نماز را از من میگیرد و یک هفته هم میماند؟ بالأخره در اینجا چیزی هست، یک خبری هست که این عمل موجب کدورت یا انبساط شده است.
البته در خیلی از مواقع ما میفهمیم و لمّ قضیه را، ادراک میکنیم و برآناساس [کاری] انجام نمیدهیم و در روایات هم اشاراتی به این مضمون [وارد شده] است که مگر نمیبینی فلان عمل [خاص] را انجام میدهی حالت ایثار و انفاق در تو زیاد میشود1؛ این همان حالت تجّرد نفسانی راحضرت میخواهد القا بکند به این شخص که الان این کاری را که تو انجام میدهی اثر و ریشه آن عمل است.
و البته در بسیاری از موارد هم ما از آثار واقعی اطلاع نداریم ونمیفهمیم. چه بسا ممکن است که بعضی از حالات انبساط بر انسان پیدا بشود، ولی در واقع به ضرر انسان باشد و انسان متوجه آن [ضرر] نشود. برایناساس، گفتهاند باید تعبّد داشته باشید.
- الکافی، ج 4، ص 65:
«لِلصّائِمِ فَرحَتانِ: فَرحَةٌ عند إفطارِهِ و فَرحَةٌ عند لقاءِ رَبِّهِ.»
- الکافی، ج 4، ص 65:
