اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علّت نداشتن ذات وجود بما هو وجود (1)

تبیین فلسفی مشیّت و ارادۀ الهی

0
اسفار

در این درس به دو موضوع مهم پرداخته می‌شود: اوّل اینکه خودِ وجود، در تحقق نیازی به علّت یا دلیل بیرونی ندارد. دوّم: افعال خداوند چگونه محقق می‌شود؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌یکم از سلسله دروس خارج اسفار، ضمن اشاره به غایت‌مندی فعل و ارادۀ پروردگار به تبیین مصالح و مفاسد افعال الهی و ملاک در تشریع احکام می‌پردازند. استاد تأکید می‌کنند که تشریع، ریشه در واقعیّت‌های جهان و فطرت انسان یعنی تکوین دارند و هدف آن، رشد و کمال انسان است؛ اگرچه ممکن است ملاک همۀ احکام را نفهمیم. به اعتقاد مرحوم استاد همه چیز از خود وجود گرفته تا افعال خداوند و احکام دینی از یک حقیقت اصلّی سرچشمه می‌گیرند که خود این حقیقت اصلّی، بی‌نیاز از علّت است.

نسخه عربی

علّت نداشتن ذات وجود بما هو وجود (1)

13
  • چنانچه این مسئله در غالب انبیاء همین‌طور بوده است چون آنها به حقیقت وجود و به حقیقت عالم تکوین کما هوهو اطلاع نداشتند. تشریع به صورت الهام برای آنها می‌آمده است. این نبوات و منامات همه، همین است که به صورت الهام بوده است.

  • و یا اینکه؛ نفسِ ولیّ وقتی که به حقیقت ولایت مطلق رسید و دیگر هیچ شائبه‌ای از شوائب وجود در او مخفی نبود همین نفس او می‌شود وحی. یعنی همین ادراک او، از حقیقت عالم وجود، عبارت است از وحی، منتها آن وحی را براساس نیاز به موقع، ارائه می‌کند و در هر وقتی منطبق با حقیقت تکوین وحی را ارائه می‌کند. البته یک چیز دیگر هم، در اینجا ممکن است باشد.

  • تلمیذ: وحی از الهام که قویتر است؟

  • استاد: بله! الهام، برای افراد عادی است اما وحی ارتباط با سرّ است.

  • تلمیذ: می‌خواهم بگویم این وحی از آن الهامی که بر انبیاء می‌شود قوی‌تر است؟

  • استاد: بله! قوی‌تر است چون وحی احاطه، بر جوهره وجود است. نه آن الهامی که در خواب و مکاشفات و....[است، بلکه] این مثل امور انتزاعیه از تکوین است که ما می‌توانیم، آن را به حساب بیاوریم.

  • انتزاع مصلحت از وجود در نظر عارفان

  • و این همان مطلبی است که بزرگان و عرفا در این باره می‌فرمایند که عالم وجود منطبق با مصلحت نیست بلکه مصلحت، از وجود، انتزاع می‌شود این مثل انتزاع تشریع، از تکوین است، همان گونه که تشریع را، از تکوین انتزاع می‌کنیم؛ مصلحت را هم، از وجود انتزاع می کنیم [من‌باب‌مثال]، ما که دارای چشم هستیم باید کاری انجام بدهیم که این چشم ما، در راستای صلاح خودش و در راستای بقای خودش دچار صدمه نشود. [مثلا] چیکار کنیم؟ آن را از گرد و غبار و صدمات محفوظ بداریم. این یک امر تشریعی می‌شود یا او را از دود و بخار و غبار، و چیزهائی که موجب بروز عفونت در آن می‌شود را از آنها دور نگه داریم [که] این می‌شود تشریع.