اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علّت نداشتن ذات وجود بما هو وجود (1)

تبیین فلسفی مشیّت و ارادۀ الهی

0
اسفار

در این درس به دو موضوع مهم پرداخته می‌شود: اوّل اینکه خودِ وجود، در تحقق نیازی به علّت یا دلیل بیرونی ندارد. دوّم: افعال خداوند چگونه محقق می‌شود؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل‌و‌یکم از سلسله دروس خارج اسفار، ضمن اشاره به غایت‌مندی فعل و ارادۀ پروردگار به تبیین مصالح و مفاسد افعال الهی و ملاک در تشریع احکام می‌پردازند. استاد تأکید می‌کنند که تشریع، ریشه در واقعیّت‌های جهان و فطرت انسان یعنی تکوین دارند و هدف آن، رشد و کمال انسان است؛ اگرچه ممکن است ملاک همۀ احکام را نفهمیم. به اعتقاد مرحوم استاد همه چیز از خود وجود گرفته تا افعال خداوند و احکام دینی از یک حقیقت اصلّی سرچشمه می‌گیرند که خود این حقیقت اصلّی، بی‌نیاز از علّت است.

نسخه عربی

علّت نداشتن ذات وجود بما هو وجود (1)

8
  • توضیحی دربارۀ انطباق تشریع با تکوین

  • اما اینکه ما اساس شرع را بر پایه دل‌بخواهی قرار بدهیم که چون خدا دلش می‌خواهد گفته است که دو رکعت نماز صبح بخوان نه سه رکعت، از این قرار نیست. [بلکه] اگر واقعاً نماز صبحِ سه رکعتی، به صلاح انسان بود، خدا هم به سه رکعت امر می‌کردند؛یعنی از نظر انطباق تشریع با تکوین امکان ندارد تشریع یک مرحله جلوتر از تکوین باشد، یا یک مرحله عقب‌تر از تکوین باشد؛ دقیقاً باید این دو با هم حرکت کنند و تشریع باید منطبق با تکوین باشد و هر دو از یک منشأ و یک ریشه باید نشأت بگیرند. یک سر مویی جلوتر و یا عقب‌تر نمی‌تواند باشد چون همان یک سر مو، هم در افراطش ضربه بر تکوین وارد می‌شود، [همچنان] که در تفریطش ضربه بر عالم تکوین واقع می‌شود.

  • و امّا این مطلب که بگوییم؛ خداوند بر اساس تکوین، شرع را پی‌ریزی و یا مصلحت‌اندیشی و تدبیر می‌کند آیا به صلاح [بنده] است که این کار را انجام بدهد یا نه، این حرف‌ها در خدای متعال راه ندارد. [چون] وجود باری تعالیٰ نفس امر او؛ و نفس خلق او؛ عبارت است از مصلحت، چطور ممکن است یک علّت در مرتبه تنازل وجودی خودش، [حقیقتی] غیر از خودش را بیابد و برای آن [حقیقت] این کار را انجام داده باشد، چطور ممکن است؟ مگر ما خارج از حیطه هستی و وجود، یک وجود و عالم و حقیقت دیگری داریم تا وجود خودش را، با آن عالم تطبیق بدهد؟

  • وجود، حقیقتی بسیط

  • غیر از حقیقت وجود که بهاء محض و نور محض و تجّرد محض است؛ آیا غیر از این حقیقتی ماوراء آن وجود دارد تا وجود در اطوار و اشکال خودش، خودش را با آن ماوراء خودش تطبیق بدهد؟ حالا که دارد خودش را به این شکل در آورد تا با آن عالم منافاتی پیدا نکند؟ و ضربه به آن نزند و منطبق با آن عالم باشد؟ آن عالم چیست؟ آیا آن از سنخ وجود است یا نه؟