اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بساطت وجود

جنس و فصل نداشتن وجود

0
اسفار
جلسات

پرسش اصلی در این درس این است که آیا خودِ حقیقت وجود نیز مانند ماهیّات می‌تواند از جنس و فصل ترکیب شده باشد یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلم از سلسله دروس خارج اسفار، به قاطعیّت این امکان را رد می‌کنند و اثبات می‌نمایند که وجود ذاتاً بسیط و فاقد هرگونه اجزاء، مانند جنس و فصل است. و نشان می‌دهند که این ادعا به‌لحاظ منطقی دچار اشکالات متعددی است. در ادامه بحث، به چالش مهم سازگاری بساطت وجود با کثرت ظاهری موجودات خارجی پرداخته می‌شود و توضیح داده می‌شود که این کثرت، ناشی از ترکیب ذاتی وجود نیست، بلکه حاصل ظهورات، حدود یا تعینات آن حقیقت واحد بسیط در مراتب مختلف است و با اصل بساطت منافات ندارد.

نسخه عربی

بساطت وجود

7
  • سازگار نبودن بساطت با کثرت استقلالی

  • تلمیذ: بساطت، سازگاری با کثرت ندارد.

  • استاد: بله، حقیقت صرافت، [با کثرات] سازگاری ندارد، ولی اگر ما کثرت را کثرت استقلالی ندانیم، دیگر با صرافت چه مباینتی دارد؟! چون کثرت استقلالی به این معنا نیست. [بلکه] کثرت استقلالی به این معنا است که آنهایی که قائل به تشکیک در وجود هستند می‌گویند: هر مرتبه‌ای در وجود اصلاً به‌طورکلّی منحاز با مرتبۀ دیگری است، و وجودِ مستقل دارد، و این با بالصرافه بودن منافات دارد. ولی اگر ما آن هویّات مختلف را در عین اختلافشان واحد بدانیم، یعنی همۀ آنها مندکّ در یک حقیقت بالصرافة و البساطة هستند منتها ظهور باعث شده است که این اختلاف پیدا بشود، درعین‌حال صرافت سر جای خودش می‌ماند.

  • تلمیذ: ما همین‌جا را کار داریم. اگر بحث را این‌طور طرح کنیم و بگوییم که هویّات را که می‌بینم و کثرات را که می‌بینیم، به یک حقیقت وجود قائل می‌شویم و آن یک حقیقت وجود که در مظاهر مختلف ظهور کرده است، در این‌صورت آیا حقیقت وجود نسبت به کثرات، جنس یا نوع یا فصل هستند یا نه؟

  • استاد: در اینکه آن حقیقت وجود دارای جنس و نوع نیست، این همان بحثی است که ایشان در اینجا [مطرح] می‌کنند. ولی ایشان بحثی را که می‌کنند این است که آیا بالأخره این هویّات خارجی، وجود خارجی دارند یا ندارند؟ آیا بالأخره اینها کثرت دارند یا ندارند؟ [مثلاً ما] می‌بینیم که این کتاب، کتاب است و این حیوان، حیوان است و ما، بین کتاب و حیوان اختلاف ماهوی می‌بینم و کتاب، قابل خوردن نیست، این کتاب، قرطاس و نبات است که حالا به این کیفیّت درآمده است و این حیوان است. آیا این حیوانیّت منبعث از ذات وجود است؟ آیا این ماهیّت که به‌عنوان حیوان و ناطق است، در ذاتِ وجودِ او است؟ که به‌عبارت‌دیگر، آیا اصل وجودِ هر کدام از این هویّات با اصل وجود هویّت دیگری منافات دارد؟ پس بنابراین در این‌صورت ما باید قائل به چه باشیم؟ شما اگر می‌خواهید اشکال کنید، این‌طور بگویید که در این‌صورت باید قائل به اشتراک لفظی در وجود بشویم نه اشتراک معنوی. چون اگر قرار باشد بر اینکه هویّت خارجیِ آن وجود یا هویّت خارجی هر وجودی بتمام ذاته از هویّت خارجی [وجود دیگر] اختلاف داشته باشد، پس این اشتراک لفظی می‌شود. به‌طورکلّی این در یک مقوله‌ای است و آن در مقوله‌ای دیگر است.