
بساطت وجود
جنس و فصل نداشتن وجود
پرسش اصلی در این درس این است که آیا خودِ حقیقت وجود نیز مانند ماهیّات میتواند از جنس و فصل ترکیب شده باشد یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلم از سلسله دروس خارج اسفار، به قاطعیّت این امکان را رد میکنند و اثبات مینمایند که وجود ذاتاً بسیط و فاقد هرگونه اجزاء، مانند جنس و فصل است. و نشان میدهند که این ادعا بهلحاظ منطقی دچار اشکالات متعددی است. در ادامه بحث، به چالش مهم سازگاری بساطت وجود با کثرت ظاهری موجودات خارجی پرداخته میشود و توضیح داده میشود که این کثرت، ناشی از ترکیب ذاتی وجود نیست، بلکه حاصل ظهورات، حدود یا تعینات آن حقیقت واحد بسیط در مراتب مختلف است و با اصل بساطت منافات ندارد.
بساطت وجود
10تلمیذ: آیا با تشخّص میسازد؟
استاد: نهخیر، اصلاً با تشخّص نمیسازد.
تلمیذ: بالأخره اصلش مرکب میشود.
استاد: بله، مرکب میشود.
تلمیذ: درحالیکه اثبات میکنیم که هویّات همه بسیطه است!
استاد: بله، بالأخره باید اثبات کنیم. آنچه در ذهن مبارک شما وجود دارد بالأخره باید در قالب منطقی بیان شود. مرحوم آخوند هم همین کار را میخواهند بکنند. میخواهند بگویند که این هویّات خارجی که بهصورت کثرات مشاهده میکنیم، اصل و حقیقتشان فقط وجود است و در این وجود چیز دیگری نیست. نهاینکه وجود هست بهاضافۀ شیء دیگر.
حالا میرویم سراغ این وجود بهاضافۀ شیء دیگر؛ میگوییم: وجود بهاضافۀ شیء دیگر چیست؟ آیا جنس یا فصل هستند؟ جنسشان چیست؟ اگر جنسش وجود است فصلش چیست؟ لذا این اشکالات پیدا میشود. پس اصل [مسئله] درست است؛ که هویّات خارجی اگر دارای جنس و فصل باشند مستلزم ترکّب در حقیقت وجود است اما بیانش به کیفیّتی است که ایشان میفرمایند.
تطبیق متن
فصلٌ فی أنّ الوجوداتِ هویّات بسیطةٌ و أنّ حقیقةَ الوجود لیست معنًی جنسیًا و لا نوعیًا و لا کلّیا مطلقًا.
«[فصل در این است که] تمام وجودات [هویّاتی بسیط بوده و مرکب از جنس و فصل نیستند.]»
یعنی آنچه مشاهده و ادراک میکنیم، نهتنها در خارج مشاهده میکنیم و مییابیم بلکه خیلی از اشیاء در خارج هست که ما نمیفهمیم و حقایقی است که هنوز آنها را ادراک نکردهایم، [که] تمام اینها هویّاتی بسیط هستند و مرکب از جنس و فصل نیستند، و حقیقت وجود که این هویّات بسیطه را تشکیل میدهد، نه جنس است و نه نوع و نه کلّی منطقی.»
اعلَم أنّ الحَقائقَ الوجودیّةَ لا یتقوّمُ مِن جنسٍ و فصلٍ.
«[بدان] تمام حقایق وجودیّه، چه مجرّدات و چه غیر مجرّدات، قوامشان به جنس و فصل نیست؛»
یعنی از جنس و فصل تشکیل نشدهاند. چطور؟
و بیانُ ذلک بعدَ ما تَقَرَّرَ فی علمِ المیزان أنّ افتقارَ الجنسِ إلی الفصلِ
«بعد از اینکه در علم میزان ثابت شد که احتیاجِ جنس به فصل؛»
