
بساطت وجود
جنس و فصل نداشتن وجود
پرسش اصلی در این درس این است که آیا خودِ حقیقت وجود نیز مانند ماهیّات میتواند از جنس و فصل ترکیب شده باشد یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلم از سلسله دروس خارج اسفار، به قاطعیّت این امکان را رد میکنند و اثبات مینمایند که وجود ذاتاً بسیط و فاقد هرگونه اجزاء، مانند جنس و فصل است. و نشان میدهند که این ادعا بهلحاظ منطقی دچار اشکالات متعددی است. در ادامه بحث، به چالش مهم سازگاری بساطت وجود با کثرت ظاهری موجودات خارجی پرداخته میشود و توضیح داده میشود که این کثرت، ناشی از ترکیب ذاتی وجود نیست، بلکه حاصل ظهورات، حدود یا تعینات آن حقیقت واحد بسیط در مراتب مختلف است و با اصل بساطت منافات ندارد.
بساطت وجود
6دلیل دوّم صدرا
بعد ادلّۀ دیگری در اینجا ذکر میکنند؛ [یکی] اینکه ترکّبِ در وجود واجب لازم میآید، و ترکّب در وجود محال است، چون اگر هویّت وجود، مرکبّ از جنس و فصل باشد، برای عروض فصل بر جنس، احتیاج به علّت ثالثه داریم، و آن علّت ثالثه باید بیاید، بین فصل و جنس آشتی برقرار کند، پس باید سراغ علّت ثالثه برویم، بنابراین ترکّب در ذات واجب موجب احتیاج خواهد بود و احتیاج هم موجب فقر خواهد بود، و فقر هم موجب امکان خواهد بود، پس وجود واجب [از مرحلۀ واجب] به مرحلۀ امکان سقوط پیدا میکند! این هم یک مطلب بود و [بقیهاش] دیگر مسئلۀ خاصی ندارد.
تلمیذ: آیا بساطت مساوق با صرافت نیست؟
استاد: بله.
تلمیذ: اگر به این صورت باشد وقتی که بساطت را بر هویّات حمل میکنیم، حمل بسیط بر این هویّات چگونه درست میشود که یک معنای صرافت را بر کثرات حمل میکنیم؟ این کثرات چگونه پیدا شده است؟! اگر از هویّت بسیطه باشد، ما این اشکال را میکنیم که مایز بین این کثرات چه چیزی است که بعد از آنجا منتقل شویم به اینکه آیا جنس دارد یا فصل دارد؟ منشأش مورد اشکال است.
استاد: بحث در این است که آیا این کثراتی که پیدا شده، همانطور که خود ایشان میفرمایند، آیا مشخّصات این هویّات، زائد بر ذات آنها است؟ اگر اینطور باشد پس مشخّصات زائد بر ذات وجود، در حقیقتِ وجود، مدخلیّت دارند. بنابراین حقیقت وجود، نوع است که این زائد، آن نوع را منوِّع میکند، صنف به او میدهد و او را متشخّص میکند؛ یا اینکه نهخیر، ذات وجود که بسیط و بالصرافه است، این ذات وجود بهواسطۀ امور ذاتی کثرت پیدا نمیکند بلکه بهواسطۀ حدودِ غیر ذاتی و غیر فصلی و امثالذلک که متشخّصات باشند کثرت پیدا میکند. اگر با آنها باشند پس از بساطت درنمیآید و هویّات به جای خودش محفوظ است اگرچه ماهیّت داشته باشد.
