
بساطت وجود
جنس و فصل نداشتن وجود
پرسش اصلی در این درس این است که آیا خودِ حقیقت وجود نیز مانند ماهیّات میتواند از جنس و فصل ترکیب شده باشد یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهلم از سلسله دروس خارج اسفار، به قاطعیّت این امکان را رد میکنند و اثبات مینمایند که وجود ذاتاً بسیط و فاقد هرگونه اجزاء، مانند جنس و فصل است. و نشان میدهند که این ادعا بهلحاظ منطقی دچار اشکالات متعددی است. در ادامه بحث، به چالش مهم سازگاری بساطت وجود با کثرت ظاهری موجودات خارجی پرداخته میشود و توضیح داده میشود که این کثرت، ناشی از ترکیب ذاتی وجود نیست، بلکه حاصل ظهورات، حدود یا تعینات آن حقیقت واحد بسیط در مراتب مختلف است و با اصل بساطت منافات ندارد.
بساطت وجود
16فی کونِه متّصفًا بالمعنی الذی هو النوعُ
«در اینکه [شخص] متّصف به معنای [نوعی مانند] انسان باشد.»
مشخّصات خارجی باعث نمیشوند که زید داخل در معنای انسانیّت بشود. انسانیّت برای زید ثابت است. زیدیّت را درست میکنند نه انسانیّت زید را. انسانیّت زید با مشخّصات خارجی بهوجود نمیآید.
بل یَحتاجُ إلیه فی کونِه موجودًا
«بلکه احتیاج به مشخِص دارد در اینکه موجود بشود.»
و هذا إنّما یَتصوّر فی غیرِ حقیقةِ الوجود
«و این که ما گفتیم در غیر از حقیقت وجود متصوّر است»
که [همان] ماهیّات خارجی است.
فلو کان ما حقیقتُه الوجود یتشخّص بما یزیدُ علیٰ ذاتِهِ
«اگر چیزی حقیقتش وجود باشد و تشخّص پیدا کند به آنچه زائد بر ذاتش است.»
یعنی اگر تشخّص حقیقت وجود، زائد بر ذاتش باشد، یعنی [منبابمثال] یک عامل دیگری و یک حقیقت دیگری بیاید و با این حقیقت وجود ترکیب بشود و زید درست بشود.
لکانَ المشخِّصُ داخلًا فی ماهیةِ النّوع.
«پس این مشخِّص باید داخل در ماهیّت نوع باشد.»
چون تا فصل نباشد که ضمیمۀ جنس نشود، یک نوع محقق نمیشود. [در تشخّصِ] وجود هم همینطور است؛ تا یک حقیقت دیگر نباشد که ضمیمۀ حقیقت وجود نشود این حقیقت خارجی تشخّص پیدا نمیکند. پس این، نوع میشود. چون آن مشخص خارجی داخل در ماهیّت نوع شد و فصلش شد.
حقیقت وجود چیزی غیر از نوع، جنس و فصل
فثَبَتَ أنّ ما هو حقیقتُهُ الوجود
«ثابت شد آنچه حقیقتش وجود است»
لیس معنًی جنسیًا و لا نوعیًا و لا کلّیا مِن الکلّیات؛
«نه معنای جنسی است و نه معنای نوعی است و نه کلّی از کلّیات است.»
و کلّ کلّی و إن کان مِن الثلاثةِ الباقیةِ
«و هر کلّی یعنی مثل فصل و عرض عام و خاصه اگرچه هر سهتا که فصل و عرض خاص و عرض عام هستند باقی مانده باشد»
فهو راجعٌ إلی الجنسِ أو النوعِ، کما لا یخفی.
«این برگشتش به جنس است اگر عرض عام باشد و اگر عرض خاص باشد برگشتش به نوع و فصل است، همانطور که مخفی نمیماند.»
