
تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج
عدم امکان شناخت حصولی وجود
این درس به پرسش بنیادینِ چگونگیِ دستیابی ما به حقیقتِ اشیاء میپردازد: آیا شناختی که از دنیای اطراف داریم، از خودِ واقعیّتهاست یا تنها از ظواهر و آثار آنها؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیونهم از سلسله دروس خارج اسفار، نشان میدهند که چرا دستیابی به معرفتِ حقیقی به اشیاء خارجی، نیازمند وجود نوعی قابلیّت و استعداد درونی در خودِ فردِ شناسنده است. از اینرو، بر اهمیت حیاتیِ خودشناسی نیز تأکید میکنند؛ چرا که فهم عمیقِ وجودِ راستینِ اشیاء، فراتر از ماهیّت ظاهری آنها، در گرو شناخت حقیقتِ وجودِ خود ماست.
تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج
16اصطلاحات درس
معرفت/علم: به معنای شناخت و آگاهی. در این درس به علم حضوری یعنی شناخت بیواسطه حقیقت و علم حصولی یعنی شناخت باواسطه و از طریق مفاهیم ذهنی اشاره دارد.
حقیقت اشیاء: ذات و ماهیّت واقعی موجودات. در این درس گفته میشودکه ما اغلب فقط آثار و لوازم و ماهیّات اشیاء را میشناسیم، نه حقیقت وجودی آنها را.
وجود: اصل و اساس هستی. در این درس تأکید میشود که حقیقت وجود جنس و فصل ندارد و با مفاهیم و صور ذهنی قابل ادراک نیست، مگر از طریق شهود حضوری.
ماهیّت: چیستی یک شیء؛ آن چیزی که در پاسخ به ما هو، میآید. مثل انسانیت، حیوانیت.
هویّات بسیطه: حقایق وجودی که تجزیهناپذیر هستند و جنس و فصل ندارند. اینها فراتر از مقولات ذهنی ما قرار میگیرند.
تجرّد: رها بودن از قید ماده، زمان و مکان. رسیدن به تجرد شرط ادراک حقیقت وجود دانسته میشود.
