
تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج
عدم امکان شناخت حصولی وجود
این درس به پرسش بنیادینِ چگونگیِ دستیابی ما به حقیقتِ اشیاء میپردازد: آیا شناختی که از دنیای اطراف داریم، از خودِ واقعیّتهاست یا تنها از ظواهر و آثار آنها؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیونهم از سلسله دروس خارج اسفار، نشان میدهند که چرا دستیابی به معرفتِ حقیقی به اشیاء خارجی، نیازمند وجود نوعی قابلیّت و استعداد درونی در خودِ فردِ شناسنده است. از اینرو، بر اهمیت حیاتیِ خودشناسی نیز تأکید میکنند؛ چرا که فهم عمیقِ وجودِ راستینِ اشیاء، فراتر از ماهیّت ظاهری آنها، در گرو شناخت حقیقتِ وجودِ خود ماست.
تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج
14تلمیذ: پس باید قید کثرت به مطلبشان اضافه بشود.
استاد: عیب ندارد، اضافه کنید.
تلمیذ: امّام علیه السّلام چطور؟
استاد: او هم کثرت دارد. اگر امّام علیه السّلام هم در این حال باشد، اصلاً عیب نمیبیند.
تلمیذ: هرشیئی میتواند کلّ عالم را تشکیل بدهد پس اینکه انسان را اشرف میدانند به چه دلیل است؟ صفات جمال و جلال در او هست، درحالیکه یک دانه گل هم حقیقتش با تمام ذرات وجود مشترک است.
استاد: ببینید در اینکه او میتواند، در صورتی است که آن تهیّؤ و امّادگی در او قرار داده شده باشد. ولی آیا قرارداده شده است؟!
تلمیذ: حقیقت وجود، حقیقتش با همه یکی است مثلاً تمام ذرّات وجود در یک حقیقت مشترکند آنهم حقیقت وجود است.
استاد: در حقیقت وجود همه یکی هستند و آنجا دیگر جای تعیّن نیست. آنکه همه عالم را تشکیل بدهد دیگر معنا ندارد. چون حقیقت وجود، یکی است پس دیگر در آنجا نه عالَمی هست و نه اشیائی هست؛ دیگر یک وجود بسیط است. امّا همینکه میگویید: او میتواند، یعنی در او یک تهیّؤی هست و یک حصۀ وجودی بیشتری در او هست که این حصۀ وجود، قابلیّت دارد که همۀ کثرات را حیازت کند و او نمیتواند.
تلمیذ: پس اینکه با یک دانۀ گل میتوان کل عالم را درست کرد حقیقت بسیطه است!
بله، حقیقت بسیطه است. و آن حقیقت بسیطه اگر در شرایط مناسبی قرار بگیرد میتواند همۀ عالم را تشکیل دهد. حتّیٰ یک ذره هم میتواند پیغمبر بشود! چون حقیقت وجودیاش فرق نمیکند و این حقیقت وجودی در شرایط مساعد پیغمبر میشود.
تلمیذ: اینکه شخص فانی میشود و همۀ اشیاء را ادراک میکند و با آنها عینیّت پیدا میکند و همۀ اشیاء را حیازت میکند چه معنایی دارد؟
استاد: در مرتبۀ کمال وقتی که دارد بالا میرود همۀ آنها را حیازت میکند. شما نمیتوانید از همان اول پای خود را روی پلۀ دهم بگذارید و به پشت بام بروید! وقتی که دارید میروید تمام آن مراتب تا مرتبۀ دهم را هم طی میکنید.
