اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج

عدم امکان شناخت حصولی وجود

0
اسفار
جلسات

این درس به پرسش بنیادینِ چگونگیِ دستیابی ما به حقیقتِ اشیاء می‌پردازد: آیا شناختی که از دنیای اطراف داریم، از خودِ واقعیّت‌هاست یا تنها از ظواهر و آثار آن‌ها؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌ونهم از سلسله دروس خارج اسفار، نشان می‌دهند که چرا دستیابی به معرفتِ حقیقی به اشیاء خارجی، نیازمند وجود نوعی قابلیّت و استعداد درونی در خودِ فردِ شناسنده است. از این‌رو، بر اهمیت حیاتیِ خودشناسی نیز تأکید می‌کنند؛ چرا که فهم عمیقِ وجودِ راستینِ اشیاء، فراتر از ماهیّت ظاهری آن‌ها، در گرو شناخت حقیقتِ وجودِ خود ماست.

نسخه عربی

تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج

11
  • کلام ابن سینا در ناتوانی انسان نسبت به درک حقایق اشیاء

  • کلام ابن سینا هم در اینجا بسیار کلام شریفی است که می‌فرمایند:

  • انسان به حقایق اشیاء نمی‌رسد و به حقایق جنس و فصلِ حقیقی اشیاء نمی‌رسد؛ آنچه انسان به آن می‌رسد آثاری است که حکایت از آنها می‌کند.1

  • پس، روی‌این‌حساب، ایشان این بحث را در این مسئله قرار می‌دهند که حقیقت وجود یک حقیقتی است که جنس و فصل ندارد. آن معنایی را که [سابقاً] خدمتتان عرض کردیم، یک معنای متعارفی بود که از مثال شروع کردیم تا شما را رساندیم به یک جایی که در آنجا وقتی که به آن حقیقت وجود می‌رسید، دیگر در آنجا کیف نیست، در آنجا مقوله نیست، کم نیست و دیگر این خصوصیّات نیست. چیزی که نه کم داشته باشد و نه سایر خصوصیّات؛ مثل شیری است که بی یال و دم و اشکم باشد؛ یک‌هم‌چنین شیری دیگر داخل در مقولۀ اسد نیست، این شیر داخل در مقولۀ حیوان و حیوانِ مفترس قرار ندارد، این حیوان، حیوانی است که شکل ندارد، رنگ ندارد، مثل آن حوله‌ای می‌باشد که فقط حلال‌زاده‌ها او را می‌بینند. شخصی حوله‌ای بافته بود و می‌گفت فقط حلال زاده آن را می‌بیند. 2 این چیزی است که نه داخل در تحتِ مقوله است؛ و نه داخل در تحتِ کم و کیف و نه [داخل در] جنس و فصل و حدود است بلکه این چیز، [همان] حقیقت وجود است، که آن حقیقت وجود، وقتی تعیّن پیدا می‌کند، همین [چیزی] است که ما از آن جنس و فصل را انتزاع می‌کنیم. می‌گوییم: این انسان، آن حیوان، آن شجر، آن بقره و امثال‌ذلک است.

  • آن حقیقت، خودش را درون این جنس و فصل‌ها مخفی کرده است. پس آن حقایق وجودی افراد، جنس و فصل ندارند؛ اینها را می‌گویند: هویّات بسیطه که این هویّات بسیطه نه جنس دارند و نه فصل دارند. بلکه این جنس و فصل .....3

    1.  التعلیقات، ص 34.
    2. اشاره است به داستان معروف «هانس کریستین آندرسن». (محقق)
    3. فایل صوتی درس در این قسمت، قطعی کوتاهی دارد.