
تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج
عدم امکان شناخت حصولی وجود
این درس به پرسش بنیادینِ چگونگیِ دستیابی ما به حقیقتِ اشیاء میپردازد: آیا شناختی که از دنیای اطراف داریم، از خودِ واقعیّتهاست یا تنها از ظواهر و آثار آنها؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیونهم از سلسله دروس خارج اسفار، نشان میدهند که چرا دستیابی به معرفتِ حقیقی به اشیاء خارجی، نیازمند وجود نوعی قابلیّت و استعداد درونی در خودِ فردِ شناسنده است. از اینرو، بر اهمیت حیاتیِ خودشناسی نیز تأکید میکنند؛ چرا که فهم عمیقِ وجودِ راستینِ اشیاء، فراتر از ماهیّت ظاهری آنها، در گرو شناخت حقیقتِ وجودِ خود ماست.
تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
فی أنّ الوجوداتِ هویّاتٌ بسیطةٌ و أنّ حقیقةَ الوجودِ لیستْ معنًی جنسیًّا و لا نوعیًّا و لا کلّیا مطلقًا. 1
این بحث، بحث بسیار مهمی است و ایشان این بحث را براساس منطق و علم میزان پیریزی کردهاند.
بررسی نحوۀ علم انسان به حقیقت اشیاء
صحبت در این است که معرفت ما به حقایق اشیاء به چه کیفیّت و به چه نحو است؟ و آیا آنچه را که ما حقایق اشیاء میپنداریم، واقعاً حقیقت اشیاء است یا آثار و لوازم و حکایاتی است از آن اشیاء؟ یک عبارتی ایشان دارند در آخر این فصل که [میفرمایند]:
وإذ لا حدَّ لها فلا برهانَ علیها لتشارُکِهما فی الحدودِ کما مرَّتِ الإشارةُ إلیه. فالعلمُ بها امّا أن یکونَ بالمشاهَدَةِ الحضوریَّةِ، أو بالاستدلالِ علیها بآثارِها و لوازمِها، فلا تَعَرُّفَ بها إلّا معرفةً ضعیفةً.2
این عبارت ایشان حکایت از این [مطلب] میکند که آنچه ما به اشیاء علم داریم، در واقع علم نیست [بلکه] علم عبارت است از انکشاف واقع؛ نه ارتسام یک صُور مشبّه و مجمل. علم ما به اشیاء یا به مشاهدۀ حضوریّه است، یعنی وجود آن شیء، مُدرَک عند النفس بشود، یا اینکه ما بهواسطۀ استدلال به آثار و خصوصیّات آنها، علم به آنها پیدا کنیم. البتّه این علم به آنها نیست بلکه علم به آثار است.
چگونگی علم حصولی انسان به جهان خارج
بحث بر سر این است که اطّلاعی که ما از اشیاء داریم، بهعبارتدیگر جهانبینی ما نسبت به اشیاء خارج، آیا به حقیقت آن شیء است یا به آثار و لوازم آن شیء میباشد؟ و آیا میشود انسان به چیزی ماوراء ذهن و ماوراء مُدرَک و ذهن خود، اطلاع و اشراف پیدا کند یا نمیتواند؟
مرحوم آخوند در بعضی از جاهای اسفار و همینطور سایر حکماء این عبارت را ذکر فرمودهاند که:
لا یَعرفُ شیءٌ شیئًا إلّا بما هو فیه منهُ. 3
«هیچ چیزی چیز دیگری را نمیشناسد مگر بهواسطۀ امری که از آن، در این شیء است.»
- الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 50.
- الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 53.
- جهت اطّلاع بيشتر پيرامون اين قاعده رجوع شود به تعليقه بر شرح منظومه حكمت سبزوارى، آقا ميرزا مهدى مدرس آشتيانى، ج 2، ص 192؛ توحيد علمى و عينى، ص 250؛ الله شناسى، ج 1، ص 92؛ معاد شناسى، ج 4، ص 189.
