
تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج
عدم امکان شناخت حصولی وجود
این درس به پرسش بنیادینِ چگونگیِ دستیابی ما به حقیقتِ اشیاء میپردازد: آیا شناختی که از دنیای اطراف داریم، از خودِ واقعیّتهاست یا تنها از ظواهر و آثار آنها؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیونهم از سلسله دروس خارج اسفار، نشان میدهند که چرا دستیابی به معرفتِ حقیقی به اشیاء خارجی، نیازمند وجود نوعی قابلیّت و استعداد درونی در خودِ فردِ شناسنده است. از اینرو، بر اهمیت حیاتیِ خودشناسی نیز تأکید میکنند؛ چرا که فهم عمیقِ وجودِ راستینِ اشیاء، فراتر از ماهیّت ظاهری آنها، در گرو شناخت حقیقتِ وجودِ خود ماست.
تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج
15تلمیذ: وقتی که به دنیا برمیگردد آیا در مقام بقاء، انسان و حیوانی که رشد کرده و... را در مقام ثبوت حیازت میکند؟!
استاد: چون تمام اینها در وجود خودش هست و پردهها برایش برداشته میشود و همه را به تفصیل میبیند. تمام آنچه در وجود جماد بوده و بعد نبات بوده و بعد حیوان شده و بعد انسان شده، همۀ اینها را که در وجود انسان بوده به تفصیل مشاهده میکند. یعنی حقیقت جمادیّه را میبیند و حقیقت نباتیه را میبیند. میفهمد که در آنجا که رشد میکند چه چیزی در نبات دستکاری شده تا اینکه این رشد کرده است. ما نمیفهمیم!
ما فقط میبینیم که آب به پای درخت ریختهایم و رشد کرده است؛ امّا اینکه چه اثری پیدا شده است انسان نمیفهمد. [آیا] شما در خودتان این قضیّه را نمیفهمید که چه حالات مختلفی در شما پیدا میشود؟! امروزه میگویند: این خصوصیّات پیدا میشود. و این در نبات و حیوان و ملَک و... همینطور است.
تلمیذ: پس لا یَعرِفُ شیءٌ شیئًا إلا بما هو فِیهِ مِنه.» مختصّ به حقیقت وجود نیست بلکه باید تمام تعیّنات هم دخیل باشند.
استاد: مَرحَبًا بناصِرِنا ما هم این را میگوییم من اول از مثال شروع کردم که به آن حقیقت وجود برسیم.
اللَهمّ صلّ علی محمد و آلمحمد
