اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج

عدم امکان شناخت حصولی وجود

0
اسفار
جلسات

این درس به پرسش بنیادینِ چگونگیِ دستیابی ما به حقیقتِ اشیاء می‌پردازد: آیا شناختی که از دنیای اطراف داریم، از خودِ واقعیّت‌هاست یا تنها از ظواهر و آثار آن‌ها؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌ونهم از سلسله دروس خارج اسفار، نشان می‌دهند که چرا دستیابی به معرفتِ حقیقی به اشیاء خارجی، نیازمند وجود نوعی قابلیّت و استعداد درونی در خودِ فردِ شناسنده است. از این‌رو، بر اهمیت حیاتیِ خودشناسی نیز تأکید می‌کنند؛ چرا که فهم عمیقِ وجودِ راستینِ اشیاء، فراتر از ماهیّت ظاهری آن‌ها، در گرو شناخت حقیقتِ وجودِ خود ماست.

نسخه عربی

تبیین نحوۀ علم حصولی انسان به خارج

10
  • امّا در خواب چیزهایی را می‌بینیم که در ظاهر وجود ندارد. مسائلی را در خواب متوجّه می‌شویم که آن مسائل در ظاهر وجود ندارد. پس ما یک حقیقت داریم که در آن حقیقت مسائلی هست که در عالم مادّه نیست. امّا آیا بالاتر از خواب هم حقیقتی وجود دارد که ما به آن حقیقت نرسیده‌ایم؟! یا نه تمام مسائل در خواب خلاصه می‌شود؟! و یا در بیداری یا عالم مثال [خلاصه می‌شود؟!] می‌بینیم یک چیزهای دیگری هم هست که آنها در صورت نمی‌گنجد؛ مثلاً محبّت در صورت نمی‌گنجد، علم در صورت نمی‌گنجد. وقتی که دو رکعت نماز می‌خوانیم یک انبساطاتی برای ما پیدا می‌شود و حالتی برای ما پیدا می‌شود یا در موقع قرائت قرآن یک حالی برای ما پیدا می‌شود که آن در صورت نمی‌گنجد. آن حال قرائت قرآن، از کجا آمده است؟! آیا از الفاظ آمده است؟! الفاظ که به انسان حال نمی‌دهند! لفظ که چیزی نیست! آیا صورت مثالیّه است؟! نه‌خیر، ما صورت مثالی‌ای مشاهده نکردیم!

  • پس معلوم است که حقیقتی مافوق این الفاظ و مافوق صورت مثالی قرار دارد که آن [حقیقت]، منشأ انبساطات ما است. پس حالا دیدید که نتوانستید به خودتان هم پی ببرید! حالا [آیا] فهمیدید که وجودتان یک وجود اعلایِ از آن چیزی است که تابه‌حال تصوّر می‌کردید و غفلت داشتید از آنکه چه هستید؟! حالا فرض کنید که به او هم رسیده‌اید، آیا بالاتر از او وجود ندارد؟! ممکن است وجود داشته باشد!

  • عدم امکان ادراک حصولی وجود

  • پس بنابراین وقتی که ما به حقیقت وجود خودمان نرسیده‌ایم، چگونه ممکن است به حقیقت وجود زید، عمرو، بکر و تمام خلایق احاطه و اشراف پیدا کنیم؟! اینجا است که مرحوم آخوند می‌فرمایند: حقایق وجودیّه برای انسان منکشف نمی‌شود مگر به شهود حضوری. 1یعنی انسان، نسبت به این حقایق شهود داشته باشد به‌واسطۀ حضوری که دارد، آنها را در خود ببیند. آن‌موقع حقایق وجود [منکشف می‌شود] یا به‌واسطۀ حدود و آثارشان انسان بیاید جنسی و فصلی درست بکند و این جنس و فصل را با هم ترکیب بکند و اسمش را حیوان بگذارد، باز جنس و فصلی درست کند و اسمش را نبات بگذارد، اسمش را جماد بگذارد، اسمش را انسان بگذارد. این نوع‌ها را تقسیم کند و اسمش را اصناف بگذارد. اصناف را تقسیم بکند و اسمش را اشخاص بگذارد. پس بنابراین [باید دقت داشت که]اشخاص و اصناف، انواع، جنس، فصل و...، حقایق وجودیِ افراد را تشکیل نمی‌دهند، [از‌این‌رو]حقیقت وجودی آنها هنوز برای انسان مدرَک نیست.

    1. الحکمة المتعالیة، ج‌1، ص 53.