
نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت
بیان دیدگاههای شیخ الرئیس و بهمنیار
این درس به بررسی نسبت میان مفهوم وجود و ماهیّت میپردازد. بحث اصلی این است که آیا وجود یک شیء، مانند عرض است که بر ماهیّت آن عارض میشود یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیوهشتم از سلسله دروس خارج اسفار، دربارۀ نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت و اینکه وجود، عرض نیست، صحبت میکنند و تقریر دوّم را بر تقریر اوّل بنابر جهاتی ترجیح میدهند. در آخر پایان این جلسه، استاد دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز بیان و تثبیت نموده است.
نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت
17که وقتی ما میبینیم یک شیء موجود است، موجودیّت و بودن را از آن انتزاع میکنیم؛ بودن را از آن انتزاع میکنیم نه حقّیقة الوجود را، [چون] حقیقت وجود که انتزاعی نیست [بلکه] بودن، معنای انتزاعی است.
بلِ المرادُ مِنها صرفُ الوجودِ
«بلکه مراد ایشان از موجودیّت صِرف وجود است»
[یعنی] همان تعیّن خارجی است.
الّذی موجودیّتُهُ بِنَفسهِ، و موجودیّةُ الماهیّةِ به، لا بأمرٍ آخَرَ غیرِ حقّیقةِ الوجودِ بهِ تَصیرُ موجودةً.
«که موجودیّت آن به خود آن است. و موجودیّت ماهیّت به همان تعیّن خارجی است؛ یعنی به همان مایۀ اصلی. نه به امر دیگری غیر از حقیقت وجود که بهواسطۀ آن امر دیگر موجود میشود.»
فعبَّرَ عَنهُ بِـ «نَفسِ صِیرورةِ الشّیءِ فی الأعیان» و عن ذلِکَ الأمرِ الآخَرِ المفروضِ بـ «ما بهِ یصیرُ الشّیءُ فی الأعیان» لِیَتلائمَ أجزاءُ کلامهِ سابقًا و لاحقّا.
«و تعبیر کرده از آن به ”نَفسِ صِیرورةِ الشّیءِ فِی الأعیان“ یعنی از همین موجود و از همین وجود، و از آن امر دیگر (که ما آن را در اینجا منتفی دانستیم) تعبیر کرده به ”ما به یصیرُ الشّیءُ فی الأعیان“ یعنی بهواسطۀ آن شیء در اعیان تحقّق پیدا میکند. تا اینکه کلام ایشان متلائم باشد در آنجایی که وجود را موجودیّت میداند و نفسِ همان وجودِ خاص میداند و در اینجایی که ”ما بِهِ یَصِیرُ الشّیءُ“ را جدای از آن موجودیّت ماهیّت میداند و در اینجا اشکال و تسلسل پیدا میشود.»
و ما أکثَرَ ما زَلَّت أقدامُ المتأخِّرین حیثُ حملوا هذه العباراتِ و أمثالَها الموروثةِ من الشّیخِ الرّئیسِ و أترابِهِ و أتباعِهِ علیٰ اعتباریّةِ الوجودِ و أن لا فردَ لهُ فی الماهیّاتِ سوی الحصص! فقد حرَّفوا الکلِمَ عن مواضِعِها.
«اینها اشتباه کردهاند [و از آنجاییکه نتوانستند فرمایشات شیخالرئیس و امثال او را بفهمند لذا این کلمات را حمل بر اعتباریّت وجود نمودهاند] و اینکه برای وجود، در ماهیّات فردی غیر از آن کلّیات نیست.»
کلّیات هم مفاهیم هستند مثل وجود انسان، وجود بقر و وجود فلان.
