اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

بیان دیدگاه‌های شیخ الرئیس و بهمنیار

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی نسبت میان مفهوم وجود و ماهیّت می‌پردازد. بحث اصلی این است که آیا وجود یک شیء، مانند عرض است که بر ماهیّت آن عارض می‌شود یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، دربارۀ نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت و اینکه وجود، عرض نیست، صحبت می‌کنند و تقریر دوّم را بر تقریر اوّل بنابر جهاتی ترجیح می‌دهند. در آخر پایان این جلسه، استاد دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز بیان و تثبیت نموده است.

نسخه عربی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

14
  • «به معنای اینکه برای وجود یک وجود باشد»

  • کَما یَکونُ لِلبَیاضِ وجودٌ؛

  • «همان‌طوری‌که برای بیاض، وجودی جدای از آن وجود معروض است.»

  • بل بمعنیٰ أنّ وجودَهُ فی موضوعِهِ

  • «بلکه به این معنا که وجود و تحقّقش در موضوع خودش»

  • نفسُ وجودِ موضوعِهِ

  • «همان عبارت است از عینیّت وجودِ ماهیّت.»

  • وغیرُهُ منَ الأعراضِ وجودُهُ فی موضوعِهِ وجودُ ذلکَ الغیرِ.

  • «و غیر اعراض، وجودشان در موضوعشان وجود همین غیر است که عبارت از عرض است.»

  • یعنی خود عرض جدای از آن وجودِ موضوع وجود دارد، إلا اینکه لا یَتحقّقُ إلاّ بِوَسیلتِه، و این عرض به صدقه‌سری و بواسطةِ وجودِ الموضوع وجود پیدا می‌کند. [من‌باب‌مثال] شما اگر خشبیّت را بگیرید، دیگر لون و رنگی باقی نمی‌ماند، و دیگر اعراضی باقی نمی‌ماند.

  • و علیٰ هذا یجِبُ أن یحملَ أیضًا

  • «[بنابراین] باید بر این مسئله حمل بشود که تحقّق وجود عبارت است از عینیّت تحقّق موضوعِ آن، نه وجودُه لِمَوضوعِه»

  • ـ لا علیٰ ما فهمَهُ قومٌ مِن الحملِ علَیٰ اعتباریّةِ الوجودِ

  • «نه آن‌طوری‌که بعضی‌ها خیال کرده‌اند که منظورِ شیخ‌الرئیس، اعتباریّت وجود است»

  • معنای مصدری و انتزاعیِ وجود از منظر بهمنیار

  • و کونِهِ أمرًا انتزاعیًّا مصدَریًّا 

  • «و اینکه وجود، امر انتزاعی و مصدری است»

  • و بعد از تحقّق ماهیّت یک شیء را به‌عنوان وجود انتزاع می‌کنیم.

  • ما ذَکَرَهُ فی موضعٍ آخَرَ مِنَ التّعلیقاتِ وهوَ قولُهُ: ”فالوجودُ الّذی للجسمِ هوَ مَوجودیّةُ الجسمِ

  • «ایشان در موضع دیگر از تعلیقات این‌طور فرمودند: (آن کلامی که بعضی‌ها بر اعتباریّت وجود حمل کردند، درحالی‌که مطلب به‌عکس است) وجودی که برای جسم است عبارت از موجودیّت آن جسم است.»

  • لا کحالِ البیاضِ و الجسمِ فی کونِهِ أبیضَ

  • «نه مثل حال بیاض و جسم می‌باشد در اینکه ابیض است»

  • لِأنّ الأبیَضَ لا یَکفِی فیهِ البَیاضُ وَ الجِسمُ.“

  • «چون ابیض کفایت نمی‌کند در آن بیاض و جسم.»

  • چون بیاض یک چیز است و جسم یک چیز دیگر است، و این دو تا به همدیگر ربط ندارند. وجود است که می‌آید بین بیاض و جسم آشتی و ربط برقرار می‌کند. می‌گوید: حالِ وجود و موضوع، مثل حالِ اینها نیست که دو چیز جدای از یکدیگر باشند و آن در عالم خودش باشد و وجود هم در عالم خودش باشد و اینها بیایند و با یکدیگر آشتی برقرار کنند. که در این‌جا منظور ایشان از این عبارت «هو موجودیّةُ الجسمِ» نمی‌خواهند بگویند: ما یک موجودیّت را به‌عنوان مصدر از تحقّقِ جسم آمدیم انتزاع کردیم و اسم آن را وجود گذاشتیم و در واقع هرچه هست ماهیّت است و موجودیّت را از آن انتزاع کردیم، بلکه عبارت است از همان نفس تعیّن خارجی؛ اسم این را وجود می‌گذاریم. چه بگوییم وجود و چه بگوییم موجود، هر دو یکی است. پس وجود یعنی چه؟ [یعنی]همین [چیزی] که می‌بینم، و همین چیزی که می‌بینیم یعنی وجود. پس بنابراین وجود و موجود در عبارت شیخ‌الرئیس یکی است، و این أدلُّ الدلیل بر اصالة الوجودی بودن ایشان است، نه‌اینکه [دلیل] بر قائل به اعتباریّت ماهیّات بودن ایشان باشد.