اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

بیان دیدگاه‌های شیخ الرئیس و بهمنیار

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی نسبت میان مفهوم وجود و ماهیّت می‌پردازد. بحث اصلی این است که آیا وجود یک شیء، مانند عرض است که بر ماهیّت آن عارض می‌شود یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، دربارۀ نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت و اینکه وجود، عرض نیست، صحبت می‌کنند و تقریر دوّم را بر تقریر اوّل بنابر جهاتی ترجیح می‌دهند. در آخر پایان این جلسه، استاد دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز بیان و تثبیت نموده است.

نسخه عربی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

5
  • استاد: صحبت در این است که آیا ما مکان را یک شیء خارجی جدای از مادّه بدانیم یا اینکه مکان را یک امر اعتباری بدانیم و از تحیّز هر مادّه‌ای را انتزاعِ مکانیّت بکنیم؟ اگر منظور شما این مطلب است، این همان نکته‌ای است که عرض کردم. [که] اینجا ایشان از این مسئله غفلت کرده‌اند و آمده‌اند مکان را عرض گرفته‌اند و شیء در مکان را عبارت از عروض بر مکان گرفته‌اند، و در این مسئله جای صحبت است.

  • البتّه می‌توانیم بگوییم که شاید منظور ایشان صرف عرضیّت نبوده است بلکه خواسته‌اند یک مثال بزنند ولو به أدنی تشابه و برای تقریب به ذهن بوده است.

  • ارائۀ دو تقریر دیگر برای کلام بهمنیار

  • مطلب دیگری که اینجا هست این است که ما می‌توانیم کلام صاحب تحصیل را به دو طریق توجیه و تقریر کنیم. بنا بر توجیه اوّل، اشکال مرحوم صدرالمتألّهین بر او وارد می‌شود و بنا بر تقریر دوّم، [آن اشکال] وارد نمی‌شود.

  • بیان تقریر اوّل از کلام بهمنیار

  • تقریر اوّل این است که ایشان در عروض وجود بر ماهیّت، این وجود را عرَض دانسته‌اند؛ [یعنی] همان‌طور ی‌که بیاض، عارضِ بر جسم می‌شود، و وجود بیاض عین وجود جسم است، همین‌طور وجود وجود [هم]، عین تحقّق ماهیّت است. در اینجا اشکال وارد می‌شود و آن اشکال این است که: اگر شما وجود بیاض را در وجود موضوعش بدانید، وجود بیاض در وجود جسم است، لا عینُ وجودِ الجسم؛ جسم خودش یک مفهوم و یک مصداقی دارد، آن مفهوم و آن مصداق عبارت است از آنچه را که ما آن را لمس می‌کنیم و به آن دست می‌زنیم، این می‌شود [همان]جسم. ما الآن به بیاض دست نمی‌زنیم، [بلکه] ما الآن به جسم دست می‌زنیم. [من‌باب‌مثال] فرض کنید شخصی اگر کور هم باشد، اصلاً بیاضی را نفهمد [ولی] باز جسمیّت را می‌فهمد. پس وجود عرَض عین وجود معروض نیست، بل فی وجودِ المعروض است.