
نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت
بیان دیدگاههای شیخ الرئیس و بهمنیار
این درس به بررسی نسبت میان مفهوم وجود و ماهیّت میپردازد. بحث اصلی این است که آیا وجود یک شیء، مانند عرض است که بر ماهیّت آن عارض میشود یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سیوهشتم از سلسله دروس خارج اسفار، دربارۀ نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت و اینکه وجود، عرض نیست، صحبت میکنند و تقریر دوّم را بر تقریر اوّل بنابر جهاتی ترجیح میدهند. در آخر پایان این جلسه، استاد دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز بیان و تثبیت نموده است.
نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت
4تذکر نکتهای مغفول از نظر صدرا
البتّه در اینجا نکتهای هست که خیال میکنم نزد ایشان مغفول واقع شده است و آن این است که: اگر ایشان بخواهند برای عرض مثال بزنند و بگویند که نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت با عروض مکانیّت بر زید که تمکّن او باشد، باهمدیگر منافات دارد، [بلکه] باید بگوییم که مکان، عرض برای جسم و تعیّنِ عین خارجی نمیشود، تمکّن و مکان گرفتن همیشه عرض است، نه نفسُ المکان. چطور اینکه نفس زمان، هیچوقت بر معروضات و موضوعات خودش عارض نمیشود. یعنی عروض آن بر این، عبارت است از دخول جسم و مادّه در تحتِ زمان و در تحتِ شرایط زمان و در تحتِ گذرای زمان.
برفرض اگر مکان را یک امر خارجی بدانیم ـ که دراینجا یکمقدار صحبتش شده و خواهد آمد ـ خود مکان بر زید عارض نمیشود، چون مکان سر جایش هست و به زید کاری ندارد. چطور اینکه هیچکدام از دو شیء خارجی بر یکدیگر عارض نمیشوند؛ [مثلاً] این کتاب بر آن کتاب عارض نمیشود و این فرش بر این اطاق عارض نمیشود، فرش برای خودش هست و اطاق هم برای خودش هست. [پس] هیچوقت مکان بر زید عارض نمیشود. اینکه زید در مکان هست، این ارتباط عارضِ بر زید است؛ اگر اینطور باشد، دیگر نمیتوانیم بگوییم: کونُ الشیءِ فی المکان، و مکان را یک چیز جدایی بدانیم و شیء را جدا بدانیم و عروض مکان را بر این شیء بهنحو دخول شیء در تحتِ آن بدانیم. تمکّن زید، عروض بر زید است. اینکه زید لباس مکان را میپوشد، تلبّس او [به مکان] عبارت است از عروض این عرض بر او.
تلمیذ: آیا میتوانیم مکان را به معنای ظرف بگیریم، نه به معنای دیگر که تحیّز است؟
استاد: ظرف چیست؟
تلمیذ: ظرف همان چیزی است که ما در مقولات میگوییم.
استاد: در مورد مکان هم همین را میگوییم.
تلمیذ: تحقّق هر شیء را در خارج، مکان میگویند. مثلاً ممکن است که آجری در هوا معلّق باشد، به خود همانجایی که این آجر معلّق است مکان میگویند.
