اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

بیان دیدگاه‌های شیخ الرئیس و بهمنیار

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی نسبت میان مفهوم وجود و ماهیّت می‌پردازد. بحث اصلی این است که آیا وجود یک شیء، مانند عرض است که بر ماهیّت آن عارض می‌شود یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، دربارۀ نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت و اینکه وجود، عرض نیست، صحبت می‌کنند و تقریر دوّم را بر تقریر اوّل بنابر جهاتی ترجیح می‌دهند. در آخر پایان این جلسه، استاد دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز بیان و تثبیت نموده است.

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

19
  • «بلکه تمام اینها تطوّرات و شئونات و کیفیّات مختلف برای ذات واحده و تطوّرات برای یک حقیقت فارده هستند. تمام آنها به برهان است و إن‌شاءالله بعداً راجع به این قضیه بسط و تحقّیق می‌کنیم.»

  • مصدری بودن مفهوم وجود، اسم مصدری بودن مصداق آن

  • و بالجملةِ، فقد تَبیَّنَ لک الآنَ أنَ معنی الوجودِ العامِّ و إن کانَ أمرًا ذهنیًّا مصدریًّا انتِزاعیًّا؛

  • «پس الآن برای ما روشن شد که اگرچه مفهوم وجود عامّ و آن بودنِ کلّی را در ذهن خودمان به معنای مصدری از حقّایق خارجیّه انتزاع می‌کنیم...»

  • [یعنی] وقتی که به این کتاب نگاه می‌کنیم می‌بینیم که هست، پس بودن را انتزاع می‌کنیم. پس یک بودن کلّی، یک وجود به‌معنای ذهنی و تصوری گرچه انتزاع می‌کنیم؛

  • لکنّ أفرادَهُ و ملزوماتِهِ أمورٌ عَینیّةٌ؛

  • «ولی افراد خارجی این معنای ذهنی مصدری و ملزوماتش که هویّات ِ تعیّنی خارجی‌اند امور عینیّه هستند و ما آنها را می‌بینیم.»

  • کما أنّ الشّیءَ کذلِکَ بالقیاسِ إلیٰ أفرادِهِ من الأشیاءِ المَخصوصَةِ؛

  • «همان‌طور که شما شیء را به‌معنایِ کلّی چیز تصوّر می‌کنید و به همه‌چیز چیز می‌گویید، ولی مصادیق آن در قیاس به افراد مخصوصه‌اش کلّی است امّا افراد آن خارجی هستند.»

  • فنسبةُ مفهومِ الوجودِ إلىٰ أفرادِه کنسبةِ مفهومِ الشّیءِ إلیٰ أفرادِهِ.

  • «پس نسبت مفهوم وجود به افرادش مانند نسبت شیء است به افرادش.»

  • لکنَّ الوجوداتِ معانٍ مجهولةِ الأسامی؛

  • «امّا وجودات معانی‌ای هستند که اسامی‌شان مجهول است.»

  • [من‌باب‌مثال] وجود کتاب اسم ندارد. تا ماهیّت روی آن نیاید، وجود کتاب اسم پیدا نمی‌کند؛ حالا شما آن کتاب را بگیرید و برای آن وجود کتاب اسم بگذارید! اسم ندارد دیگر. بله، وقتی این ماهیّت روی آن می‌آید، می‌شود وجود کتاب، وجود قلم، وجود دفتر؛ وجودات معانی هستند و اسم ندارند.

  • سواءٌ اختَلَفت بالذّاتِ أو بالمَراتبِ الکمالیّةِ و النَّقصيَّة 

  • «حالا چه ذاتاً مختلف باشند، (مانند موجودات عالم کون و فساد) و چه به مراتب کمالیّه و نقصیّه باشند (مانند موجودات نورانی و عقول).»

  • و شرحُ أسمائِها أنّها وجودٌ کذا و وجودٌ کذا و الوجودُ الّذی لا سَبَبَ لَهُ؛