اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

بیان دیدگاه‌های شیخ الرئیس و بهمنیار

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی نسبت میان مفهوم وجود و ماهیّت می‌پردازد. بحث اصلی این است که آیا وجود یک شیء، مانند عرض است که بر ماهیّت آن عارض می‌شود یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، دربارۀ نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت و اینکه وجود، عرض نیست، صحبت می‌کنند و تقریر دوّم را بر تقریر اوّل بنابر جهاتی ترجیح می‌دهند. در آخر پایان این جلسه، استاد دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز بیان و تثبیت نموده است.

نسخه عربی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

16
  • و قالَ فیهِ أیضًا: ”کُلُّ موجودٍ ذی ماهیّةٍ فلهُ ماهیّةٌ

  • «و [هم‌چنین] ایشان فرموده‌اند: ”هر موجودِ ذی ماهیّتی باید یک ماهیّتی داشته باشد.»

  • فیهَا صفَةٌ بها صارَت موجودةً، و تلکَ الصِّفةُ حقیقتها أنّها وُجِبَت.“

  • در این ماهیّت یک صفت هست که به‌واسطۀ این صفت ماهیّت موجود شده است. و این صفت عبارت از آن حقیقتی است که وجوب را برای آن ثابت می‌کند.“»

  • این وجود، صفتِ ماهیّت می‌شود؛ یعنی ماهیّتی که دارای خصوصیّت وجود است، ماهیّتی که مُهر وجود به آن خورده است. آن مهرِ وجود خوردن، همان صفتی است که در این ماهیّت هست و به‌واسطۀ آن صفت این ماهیّت موجود می‌شود.

  • أقولُ: و لا یَغَرَّنَّک قولُهُ فیما بعدُ:

  • «می‌گویم: قول ایشان در مابعد، شما را [نفریبد]»

  • إذا قُلنا: ”وجودُ کذا، فإنّما نعنِی به موجودیّتَه؛

  • «آن قول این است: ”وقتی که می‌گوییم: وجود کذا، ما قصد موجودیّت آن را می‌کنیم.»

  • یعنی می‌خواهد بگوید که شما خیال نکنید که می‌خواهد معنایِ مصدری انتزاعی را از آن قصد کند.

  • ولو کانَ الوجودُ ما به یصیرُ الشّیءُ فی الأعیانِ

  • «اگر وجود چیزی است که به‌واسطۀ آن، شیء در اعیان پیدا می‌شود»

  • لَکانَ یَحتاجُ إلیٰ وجودٍ آخَرَ فَيَتسلسل.

  • «احتیاج به یک وجود دیگری دارد، [پس] تسلسل پیدا می‌شود.»

  • یعنی شیء در اعیان پیدا می‌شود، پس باید اعیان قبلاً باشند. آن اعیان چه هستند؟ یک وجودی دارند و یک ماهیّتی. آن وجود هم عارض بر آن عین شده است، فَیَتَسَلسَلُ فی ناحیةِ الوجودِ و یَتسلسلُ فی ناحیةِ الماهیّات؛ یعنی در دو ناحیه تسلسل پیدا می‌شود و به جلو می‌رود.

  • فإِذَن، الوجودُ نفسُ صیرورةِ الشّیءِ فی الأعیانِ“ انتهیٰ.

  • «در این موقع؛ وجود عبارت است از خود صیرورت شیء فی الاعیان»

  • خود اینکه ماهیّت در اعیان و عین خارجی تحقّق پیدا می‌کند، این‌را بهش می‌گویند وجود.“ انتهیٰ کلام ایشان.

  • فَإنّ مُرادَهُ مِنَ.«المَوجُودیّة» 

  • «پس مراد ایشان از موجودیّت»

  • لیسَ المعنَی العامَّ الانتزاعیَّ المصدریَّ اللّازمِ للوجوداتِ الخاصَّة؛

  • «نیست آن معنای عامّ انتزاعیِ مصدری که لازمۀ وجودات خاصّه است.»