اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

بیان دیدگاه‌های شیخ الرئیس و بهمنیار

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی نسبت میان مفهوم وجود و ماهیّت می‌پردازد. بحث اصلی این است که آیا وجود یک شیء، مانند عرض است که بر ماهیّت آن عارض می‌شود یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، دربارۀ نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت و اینکه وجود، عرض نیست، صحبت می‌کنند و تقریر دوّم را بر تقریر اوّل بنابر جهاتی ترجیح می‌دهند. در آخر پایان این جلسه، استاد دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز بیان و تثبیت نموده است.

نسخه عربی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

15
  • و قالَ تلمیذُهُ فی کتابِ التّحصیلِ:

  • «شاگرد ایشان در کتاب تحصیل فرمودند:»

  • ”نحنُ إذا قُلنا: «کذا مَوجودٌ»

  • «ما وقتی که می‌گوییم: آن چیز موجود است»

  • فلسنا نعنی بهِ الوجودَ العامَّ؛

  • «ما قصد نمی‌کنیم وجود عام را»

  • یعنی یک معنای سِعه‌ای را قصد نمی‌کنیم؛ به‌عبارت‌دیگر، مفهوم را قصد نمی‌کنیم.

  • بل یَجِبُ أن یتخصَّصَ کلُّ موجودٍ بوجودٍ خاصٍّ.

  • «بلکه اصلاً وجودِ عام قبل از اینکه تخصّص پیدا کند، اصلاً تخصّص ندارد! باید وجود تخصّص پیدا بکند به یک وجودِ خاصّی.»

  • حالا این تخصّص چگونه است؟

  • و الوجودُ امّا أن یَتَخَصَّصَ بفصولٍ

  • «یا باید وجود را جنس بگیرید و تخصّص آن را به فصل بدانید»

  • فیکونُ الوجودُ ـ أی المطلقُ ـ علیٰ هذا الوجهِ جِنسًا أو یکونُ الوجودُ العامُّ مِن لوازمِ معانٍ خاصّةٍ بِها یصیرُ الشّیءُ موجودًا.“

  • «وجود مطلق بنابراین وجه،جنس می‌شود درحالی‌که وجود فوق الأجناس است و از مقولات خارج است؛ پس این غلط است. و یا اینکه وجود عام از لوازم معانی خاصّه‌ای باشد که به‌وسیلۀ آن شیء موجود می‌شود.»

  • یک شیء [معانی] و لوازمی دارد که عبارت است از همان تعیّن خارجی. هر عینی، یک تحقّق و تعیّن و خصوصیّاتی دارد و به‌واسطۀ آنها است که ما اسم موجود را بر آن می‌گذاریم. تا یک شیئی در خارج تحقّق و تخصّص نداشته باشد شما اسم موجود را بر آن نمی‌گذارید. کی شما به این ‌می‌گویید موجود؟ موقعی که با بقیّه فرق کند و از بقیّه امتیاز داشته باشد. آن خصوصیّتی که موجب امتیاز است، به آن می‌گوییم: حقیقتی که لازمه‌اش یک وجود عام است؛ یعنی لازمۀ آن این است که یک وجود سِعی داشته باشیم، و آن وجود سعی تقسیم شود، و منظور از تقسیم این است که تعیّن و تخصّص پیدا کند.

  • پختگی متون شیخ‌الرئیس نسبت به متون بهمنیار

  • ولی به‌طور کلّی ما وقتی که کلمات تحصیل و کلمات شیخ‌الرئیس را نگاه می‌کنیم، در کلمات شیخ‌الرئیس پختگی خیلی بیشتری تا کلمات شاگرد ایشان می‌بینیم. یعنی مشخّص است که ایشان بهتر به مطلب رسیده‌اند تا [صاحب] تحصیل. در کلمات شاگرد ایشان اضطراباتی دیده می‌شود، اگرچه او می‌خواهد همان [مطلب] را برساند ولی باز کلمات شیخ‌الرئیس خیلی پخته‌تر است.