اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

بیان دیدگاه‌های شیخ الرئیس و بهمنیار

0
اسفار
جلسات

این درس به بررسی نسبت میان مفهوم وجود و ماهیّت می‌پردازد. بحث اصلی این است که آیا وجود یک شیء، مانند عرض است که بر ماهیّت آن عارض می‌شود یا خیر؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، دربارۀ نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت و اینکه وجود، عرض نیست، صحبت می‌کنند و تقریر دوّم را بر تقریر اوّل بنابر جهاتی ترجیح می‌دهند. در آخر پایان این جلسه، استاد دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز بیان و تثبیت نموده است.

نسخه عربی

نحوۀ عروض وجود بر ماهیّت

11
  • یک شیء در پیش خودش استقلال دارد و در مکان هم هست، ولی موضوع این‌طور نیست. این کلام بهمنیار بود. آخوند می‌فرمایند:

  • وهوَ لیس بسدیدٍ؛

  • «این حرف صحیحی نیست!»

  • چرا؟

  • فإنّ کونَ العرضِ فی نفسِه وإن کانَ نفسَ کونِهِ فی مَوضوعِه؛

  • «اگرچه عرض فی نفسه و در ذاتِ خودش عبارت است از خودِ وجودش در موضوع.»

  • یعنی وجود فی نفسه جدای از وجود فی موضوع ندارد، وجود فی نفسه‌اش همان وجوده فی موضوعه است، نه‌اینکه وجوده فی نفسه جدای از آن باشد؛ چون اگر وجودش مستقل باشد دیگر عرض نیست.

  • بناءً علیٰ ما تُقُرِّرَ من أنّ وجودَ الأعراضِ فی أنفسِها هوَ وجودُها لموضوعاتِها

  • «[بنا بر آنچه تقریر شده که خود وجود اعراض در خودشان] عبارت است از وجود اینها در موضوعاتشان.»

  • لکنَّ الوجودَ لیسَ بالقیاسِ إلیٰ موضوعهِ کالأعراضِ بالقیاسِ إلیٰ موضُوعاتِها؛

  • «امّا مسئلۀ وجود با اعراض فرق می‌کند.»

  • شما وجود را عرض کردید و عرض را بر موضوع حمل کردید و وجود عرض را در وجود موضوع گرفتید. پس بنابراین باید بگویید که وجودِ وجود و تحقّق وجود در ماهیّت است، و ماهیّت تقدّم بالطّبع دارد مانند معروض که تقدّم بالطّبع دارد بر عرض، ماهیّت هم تقدّم بالطّبع دارد بر وجود و بعد وجود بر آن عارض می‌شود. اینها چیزهایی است که ما می‌گوییم و قاعدتاً باید این‌طور باشد.

  • فإنّهُ لیسَ هو کونُ شیءٍ غیرِ الموضوعِ یکونُ کونُهُ فی نفسِهِ هو کونُهُ للموضوعِ

  • «[پس] این‌طور نیست که کونُ الشّیء غیر از موضوع باشد که وجود او فی نفسِه همان وجود او برای موضوع باشد.»

  • [یعنی] مثل عرض نیست که شیئی غیر از موضوع به‌عنوان لون داشته باشیم، بلکه وجود آن لون فی نفسه خودش عبارت از وجودش برای این موضوع است.

  • بلِ الوجودُ نَفسُ کونِ الموضوعِ، لا کونُ شیءٍ آخَرَ له.

  • «[بلکه] وجود، همان موضوع و عین آن موضوع و ماهیّت است، نه‌اینکه وجود، چیز دیگری برای موضوع است.»

  • [یعنی این‌طور نیست که وجود ]چیز دیگری باشد و موضوع هم چیز دیگری، و این وجود بر آن موضوع حمل شود، نخیر! [بلکه] خود وجودِ ماهیّت، یعنی تحقّق وجود.