اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

حل تعارض دیدگاه ابتدایی و انتهایی ملاصدرا

15٬463
اسفار
جلسات

این درس به دو نگرش اساسی در مورد کثرت در وجود می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هفتم از سلسلۀ دروس خارج اسفار، در مورد آن دو نگرش توضیح می‌دهند که یکی از آن‌ها تشکیک را در مراتب وجود می‌داند که در آن مراتب، وجود با حفظ حقیقت واحد خودش دارای تباین رتبی و تشخّص واقعی‌ است. دیگری آن را تشکیک در مظاهر می‌داند که کثرت را صرفاً در اطوار، شئون یا جلوه‌های حقیقت واحد می‌بیند، بدون تفاوت جوهری در اصل. این درس ضمن تبیین این تفاوت‌ها و نفی تخالف ذاتی در وجود، به مفهوم امر اعتباری و منشأ انتزاع نیز اشاره دارد. استاد حسینی طهرانی در پایان، با تحلیل مفهوم وجود ربطی در نگاه شیخ الرئیس، موضع او را مؤیّد اصالة الوجود می‌دانند.

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

توضیحات:

این درس به دو نگرش اساسی در مورد کثرت در وجود می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هفتم از سلسلۀ دروس خارج اسفار، در مورد آن دو نگرش توضیح می‌دهند که یکی از آن‌ها تشکیک را در مراتب وجود می‌داند که در آن مراتب، وجود با حفظ حقیقت واحد خودش دارای تباین رتبی و تشخّص واقعی‌ است. دیگری آن را تشکیک در مظاهر می‌داند که کثرت را صرفاً در اطوار، شئون یا جلوه‌های حقیقت واحد می‌بیند، بدون تفاوت جوهری در اصل. این درس ضمن تبیین این تفاوت‌ها و نفی تخالف ذاتی در وجود، به مفهوم امر اعتباری و منشأ انتزاع نیز اشاره دارد. استاد حسینی طهرانی در پایان، با تحلیل مفهوم وجود ربطی در نگاه شیخ الرئیس، موضع او را مؤیّد اصالة الوجود می‌دانند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

11
  • کما أنَّ الاستغناءَ عن الغیرِمقومٌ لواجبِ الوجودِ بذاتِه

  • «کمااینکه استغناء از غیر، مقوّم وجود واجب‌الوجود است»

  • و المقومُ للشی‌ءِ لا یجوزُ أن یفارقَه

  • «و مقوّم شیء هم که نمی‌تواند از شیء جدا شود.»

  • پس بنابراین ذات شیء تعلّق را اقتضاء می‌کند، نه یک وجود استقلالی را.

  • «إذ هو ذاتیٌ له.»1

  • «چون ذاتیِ شیء است.»

  • وقتی شما قوام انسان و نوعیّت را فصلیّت بگیرید دیگر انسانی باقی نمی‌ماند.

  • و قال فی موضعٍ آخَر منها2:

  • «و ایشان در یک موضع دیگر این‌طور می‌فرماید:»

  • «الوجودُ امّا أن یکونَ محتاجًا إلی الغیرِ»

  • «یا وجود احتیاج به غیر دارد»

  • فیکونَ حاجتُه إلی الغیرِ مقوّمةً له و امّا أن یکونَ مستغنیًا عنه

  • «پس حاجت او به غیرمقوّم او است، یا اینکه مستغنی است و این استغناء مقوّم او شده است.»

  • فیکونَ ذلک مقومًا له و لا یصحُّ أن یوجدَ الوجودُ المحتاجُ غیرَ محتاجٍ

  • «[پس] نمی‌شود [یعنی صحیح نیست] که یک وجودی که محتاج است، غیرمحتاج بشود»

  • کما أنَّه لا یصحُّ أن یوجدَ الوجودُ المستغنی محتاجًا

  • «و کمااینکه نمی‌شود که بگردد یک وجود مستغنی، [به یک وجود] محتاج»

  • و إلّا قوّم بغیره

  • «[وإلاّ] این وجود مستغنی قوامش به غیر است.»

  • و بدّل حقیقتهما» انتهی.

  • «و حقیقتشان تبدیل می‌شود. (یعنی از استغناء به افتقار برمی‌گردد و این خلف است) انتهای کلام ایشان.»

  • أقول: إنَّ العاقلَ اللبیبَ بقوةِ الحدسِ یفهمُ من کلامِه ما نحن بصدِد إقامة البرهان علیه حیث یحین حینَه، من أنَّ جمیعَ الوجوداتِ الإمکانیةِ و الإنیّات الارتباطیّةِ التعلّقیّةِ اعتباراتٌ و شئونٌ للوجودِ الواجبیِّ و أشعّةٌ و ظلالٌ للنورِ القیّومی

  • «ایشان(آخوند) می‌فرماید: یک آدم عاقل [به قوۀ حدسش(که بالاتر از مقام فکر است) از کلام بوعلی سینا همان را می‌فهمد] که ما در صدد اقامۀ برهان بر آن هستیم در جایی که زمانش خواهد رسید (یعنی در مباحثات بعدی)، از اینکه جمیع وجودات امکانیّه و انّیات ارتباطیّه (هرچه که جنبۀ انیّت دارد و تحقّق انّی دارد یعنی درخارج، وجود و تعیّن دارد) که تعلّق بالغیر دارند، تمام این‌ها اعتبارات و شئون برای وجود واجب هستند و اشعّه و ضلال برای نور قیّومیِ همۀ ماهیّات هستند»

    1.  التعلیقات، ص 178.
    2.  التعلیقات، ص 179.
/