اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

حل تعارض دیدگاه ابتدایی و انتهایی ملاصدرا

0
اسفار
جلسات

این درس به دو نگرش اساسی در مورد کثرت در وجود می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هفتم از سلسلۀ دروس خارج اسفار، در مورد آن دو نگرش توضیح می‌دهند که یکی از آن‌ها تشکیک را در مراتب وجود می‌داند که در آن مراتب، وجود با حفظ حقیقت واحد خودش دارای تباین رتبی و تشخّص واقعی‌ است. دیگری آن را تشکیک در مظاهر می‌داند که کثرت را صرفاً در اطوار، شئون یا جلوه‌های حقیقت واحد می‌بیند، بدون تفاوت جوهری در اصل. این درس ضمن تبیین این تفاوت‌ها و نفی تخالف ذاتی در وجود، به مفهوم امر اعتباری و منشأ انتزاع نیز اشاره دارد. استاد حسینی طهرانی در پایان، با تحلیل مفهوم وجود ربطی در نگاه شیخ الرئیس، موضع او را مؤیّد اصالة الوجود می‌دانند.

نسخه عربی

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

8
  • تلمیذ: اگر برگشت این بحث به وصف بشود. در یک بحث فرمودید: خود منشأ آن وصف‌های مختلف هم مختلف است، بنابراین تعدّد ذات باید پیدا بشود تا تعدّد وصف به وجود آید.

  • استاد: بله، ما که همین را عرض کردیم خدمتتان؛ هر بروز و ظهوری، یک منشأ انتزاع دارد. این منشأ انتزاع چیست؟

  • تلمیذ: [پس] ذاتاً با آن وصف دیگر مختلف است.

  • استاد: بله، مختلف است، واقعاً [هم] همین‌طور است. الآن هم همین را می‌گوییم، حرف مرد گفت یکی هست! داشتیم می‌گفتیم در باب اختلاف رتبی بین اسماء و صفات، حضرت حق و عدم عینیّت مصداقی بین اسماء و صفات حق و عدم عینیّت ماهوی بین آنها در آنجا عرض کردیم، اینجا هم همین را خدمتتان عرض می‌کنیم و آن این است که: [وجود] منشأ انتزاع بروزات و ظهورات مختلف است. همان‌طوری‌که خود مظاهر بکاء و مظاهر ضحک و مظاهر ناراحتی، مظاهر انبساط، مظاهر عطوفت و مظاهر قساوت با هم اختلاف دارند و این مظاهر حکایت از اختلاف در منشأهای خودشان می‌کنند و تمام این منشأها اوصاف متعدده‌ای هستند که ناشی از نفس می‌شوند. آیا آن حقیقت نفس هم که حقیقت واحدی است مختلف است؟ یعنی آیا آن حقیقت هم [دارای] ترکیب است؟ اگر ما نفس را حقیقت واحدۀ مجرده بدانیم دیگر در آنجا ترکیب، مونتاژ، اختلاط و امتزاج معنا ندارد.

  • منشأ انتزاع وحدت برای اسماء و صفات

  • پس آن حقیقت واحده‌ای که در آنجا هست، عبارت از است وجود که مجرّد است، منتها در مقام بروز و ظهور، قابلیّت برای منشأهای مختلف را دارد. این دو مطلب از یکدیگر جدا هستند، و ما همین مسئله را در مقام عدم اتّحاد هوهوی و ماهوی ذات، اسماء و صفات می‌دانیم؛ که گرچه اسماء و صفات از نقطه‌نظر منشأ واحد هستند که عبارت از همان وجودِ واجب الوجودِ غنیّ بالذّات است، ولی در مقام ظهور و در مقام مَظهر اختلاف ماهوی دارند.

  • چه کسی گفته است که حقیقت و واقعیّت علم با قدرت یکی است؟! امکان ندارد که مصداق، مصداق واحد باشد امّا آن ذات، اختلاف مصداقی نداشته باشد! [من‌باب‌مثال] اگر شما قائم را با زید یکی می‌دانید، این به‌خاطر این است که در اینجا ذات زید با ذات قائم یکی است امّا وصف قیام با وصف جلوس دو تا است. شما به زید قائم، زید جالس نمی‌گویید؛ به زید جالس، زید قائم نمی‌گویید؛ به زید نائم، زید مستیقِظ نمی‌گویید؛ چرا؟ چون از اختلاف اسماء، اختلاف مسمّیات ناشی می‌شود. مسمّیات زید است به‌اضافۀ قیام؛ نه زید تنها. پس در این‌صورت اختلاف برای چیست؟ در زیدِ جالس، زید است به‌اضافۀ جلوس، نه زید تنها. بنابراین اینکه ما در خارج می‌بینیم زید است و اینکه می‌گویند: صفت با موصوف در خارج اتّحاد دارند، نه به معنای حذف صفت است [بلکه] به معنای تحقّق صفت و انتزاعیّت صفت از موصوف خودش است و در اینجا لحاظ شده است، ولی برگشت و حقیقتش به یک ذات واحد است. آن ذاتِ واحد که همان حقیقت وجود است، واحد است و جنس و فصل نمی‌گیرد.