اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

حل تعارض دیدگاه ابتدایی و انتهایی ملاصدرا

0
اسفار
جلسات

این درس به دو نگرش اساسی در مورد کثرت در وجود می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هفتم از سلسلۀ دروس خارج اسفار، در مورد آن دو نگرش توضیح می‌دهند که یکی از آن‌ها تشکیک را در مراتب وجود می‌داند که در آن مراتب، وجود با حفظ حقیقت واحد خودش دارای تباین رتبی و تشخّص واقعی‌ است. دیگری آن را تشکیک در مظاهر می‌داند که کثرت را صرفاً در اطوار، شئون یا جلوه‌های حقیقت واحد می‌بیند، بدون تفاوت جوهری در اصل. این درس ضمن تبیین این تفاوت‌ها و نفی تخالف ذاتی در وجود، به مفهوم امر اعتباری و منشأ انتزاع نیز اشاره دارد. استاد حسینی طهرانی در پایان، با تحلیل مفهوم وجود ربطی در نگاه شیخ الرئیس، موضع او را مؤیّد اصالة الوجود می‌دانند.

نسخه عربی

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

7
  • [خانمی] شب اول عروسی‌اش بود [همسرش] به او گفت: «بیا توحید را با براهین علمیّه و نقلیّه ثابت کن!» گفت: «این بنا، بنّا دارد پس عالم هم نیاز به خدا دارد.» گفت: «نه‌خیر، نشد! باید برای من برهان بیاوری.» گفت: «ببخشید من خیال می‌کردم امشب شب عروسی‌مان است نمی‌دانستم که شب اول قبر است!»

  • حالا باید با او یک‌جوری صحبت کرد! اینها مال جمعیّت است، [و متعلّق به] مراتب جمعیّت است. وقتی انسان کامل می‌شود، با هر کسی بلد هست چطور حرف بزند، یک جا این‌طور می‌گوید و یک جا آن‌طور می‌گوید.

  • تلمیذ: درحقیقت، ترادف برگشت به وصف دارد؟

  • استاد: بله، مصداق وصفی و نعتی دارد. از این نقطه‌نظر، دیگر ترادفی بر مبنای مصطلح نداریم. در حقیقت وجود و تشکیک هم همین است.

  • در اینجا مطلبی ایشان از شیخ‌الرئیس نقل می‌کنند و این مطلب بسیار مطلب دقیق و عمیق است.

  • اطوار مختلف وجود و تحقق تعیّن‌های مختلف

  • تلمیذ: مسئلۀ وجود و بحث مشترک معنوی چطور می‌شود؟

  • استاد: در قضیّۀ تشکیک وجود و تشخّص در وجود این بود که وجود چون دارای یک حقیقت واحدی است؛ چون مظاهر مختلفی دارد، این مظاهر مختلف باعث اختلاف ماهوی در حقیقت وجود نیستند، بلکه ذات و حقیقت وجود هست به‌اضافۀ یک وصفی [که آن وصف] از خودش تراوش کرده است. در آن مرتبه هم حقیقت وجود به‌اضافۀ یک وصف است.

  • در اینجا هم حقیقت وجود هست به‌اضافۀ یک وصفی. پس این حقیقت وجود که به‌اضافۀ یک وصف است باعث تغایر جوهری خود وجود نمی‌شود [بلکه] به‌واسطۀ آن اوصاف است که همۀ این اسامی وضع شده است؛ اسم یکی را مَلک، اسم یکی را فرشته، اسم یکی را فلک، اسم یکی را جن، اسم یکی را نار، اسم یکی را برودت، اسم یکی را رطوبت، اسم یکی را آسمان و زمین و انسان و حیوان و جماد و نبات می‌گذارند. اینها اطوار وجود هستند. طوْر یعنی: چرخ، نحوه، کیفیّت. درواقع این کیفیّت‌ها باعث شده است که اسامی مختلفی به‌وجود بیاید، [پس] این کیفیّت‌ها اسامی را به‌وجود آورده است، این اطوار اسامی را به‌وجود آورده است. امّا حقیقت آن همان اسم موجود و وجود است.