اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

حل تعارض دیدگاه ابتدایی و انتهایی ملاصدرا

0
اسفار
جلسات

این درس به دو نگرش اساسی در مورد کثرت در وجود می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هفتم از سلسلۀ دروس خارج اسفار، در مورد آن دو نگرش توضیح می‌دهند که یکی از آن‌ها تشکیک را در مراتب وجود می‌داند که در آن مراتب، وجود با حفظ حقیقت واحد خودش دارای تباین رتبی و تشخّص واقعی‌ است. دیگری آن را تشکیک در مظاهر می‌داند که کثرت را صرفاً در اطوار، شئون یا جلوه‌های حقیقت واحد می‌بیند، بدون تفاوت جوهری در اصل. این درس ضمن تبیین این تفاوت‌ها و نفی تخالف ذاتی در وجود، به مفهوم امر اعتباری و منشأ انتزاع نیز اشاره دارد. استاد حسینی طهرانی در پایان، با تحلیل مفهوم وجود ربطی در نگاه شیخ الرئیس، موضع او را مؤیّد اصالة الوجود می‌دانند.

نسخه عربی

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  •  

  • تفاوت تشکیک در مراتب با تشکیک در مظاهر

  • تتمۀ کلامی که از جلسۀ گذشته در اختلاف بین تشکیک و تشخّص باقی مانده بود که ان‌شالله بعداً در بحث تشکیک خواهد آمد، این است که در [مسئله] تشکیک صحبت در این است که وجود دارای حقیقت واحده‌ای است، ولی مراتب تشکیک اقتضاء می‌کند که این حقیقت واحده، منحاز از یکدیگر و در قبال یکدیگر باشد و به‌طورکلّی هر مرتبۀ از تشکیک، یک تشخّص خاصّ به خود را داشته باشد و با آن مرحلۀ تعیّن مافوق، در تغایر باشد. البتّه این نحو، موجب می‌شود که ما در مرحلۀ أعلیٰ مراتب تشکیک، قائل به تشخّصِ هوهویِ بشرط‌لایی بشویم و بعضی از اشکالاتی که در این زمینه مترتّب است در جلسۀ قبل بیان کردیم.

  • امّا اگر ما آمدیم تشکیک را صرفاً از نقطه‌نظر مرتبه دانستیم، نه از نقطه‌نظر حقیقت و هویّت جوهریّۀ وجود، و به عبارت [دیگر اگر گفتیم:] اصل حقیقت هوهویّه وجود، عبارت است از یک اصل واحد و یک حقیقت خارج [که] خود همان [اصل واحد]، به مظاهر مختلف جلوه پیدا می‌کند، بناءً‌علی‌هذا، حقیقت هر مظهری با حقیقت مظهر دیگر واحد خواهد بود، دیگر در قبال آن قرار نمی‌گیرد و تفاوت جوهری ندارد. یعنی آن چه که این مظهر را به‌وجود می‌آورد با آن چیزی که مظهر دیگری را به‌وجود می‌آورد و متحقّق می‌کند، واحد است. وقتی که این‌طور شد، آن وقت دیگر در أعلیٰ مراتب تشکیک، قائل به بشرط‌لایی نخواهیم بود بلکه در آنجا باید قائل به لابشرط بشویم، و در آنجا خود لابشرط، تشخّص حقیقی و تخصّص واقعی را به‌وجود بیاورد و تحصیل بکند.

  • این اختلاف بین دو مبنا بود که بیان شد.

  • تلمیذ: پس در اختلاف تشکیکی غیر از وجود چیزی نداریم، و این هم یک امر اعتباری می‌شود.

  • بیان دو معنا از اعتباریّت

  • استاد: امر اعتباری را شما به چه معنا تفسیر می‌کنید؟ یک وقت تفسیری که ما در امور اعتباری می‌کنیم این است که امر اعتباری، صرف یک امر قراردادی است و با وضع واضع، جعل می‌شود و با رفع رافع، رفع می‌شود، قطعاً این [تفسیر] موردنظر نیست بلکه امور اعتباری، یک منشأ خارجی دارند.