اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

حل تعارض دیدگاه ابتدایی و انتهایی ملاصدرا

0
اسفار
جلسات

این درس به دو نگرش اساسی در مورد کثرت در وجود می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه سی‌و‌هفتم از سلسلۀ دروس خارج اسفار، در مورد آن دو نگرش توضیح می‌دهند که یکی از آن‌ها تشکیک را در مراتب وجود می‌داند که در آن مراتب، وجود با حفظ حقیقت واحد خودش دارای تباین رتبی و تشخّص واقعی‌ است. دیگری آن را تشکیک در مظاهر می‌داند که کثرت را صرفاً در اطوار، شئون یا جلوه‌های حقیقت واحد می‌بیند، بدون تفاوت جوهری در اصل. این درس ضمن تبیین این تفاوت‌ها و نفی تخالف ذاتی در وجود، به مفهوم امر اعتباری و منشأ انتزاع نیز اشاره دارد. استاد حسینی طهرانی در پایان، با تحلیل مفهوم وجود ربطی در نگاه شیخ الرئیس، موضع او را مؤیّد اصالة الوجود می‌دانند.

نسخه عربی

تبیین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور

12
  • لا استقلالَ لها بحسبِ الهویّةِ

  • «و استقلالی در قبال استقلال وجود واجب‌الوجود ندارد»

  • و لا یمکن ملاحظتُها ذواتًا منفصلةٍ و إنیاتٍ مستقلّةٍ

  • «و ما نمی‌توانیم این وجودات امکانیّه را ذوات منفصله و انیّات جدا بدانیم»

  • که از مبدأ خودشان جدا شده‌اند مثل‌اینکه بچه از مادر جدا می‌شود و آنها را انّیات مستقلّه بدانیم.

  • لأنَّ التابعیّةَ و التعلّقَ بالغیرِ و الفقرَ و الحاجةَ عینُ حقائقِها

  • «[به‌خاطر اینکه] تابعیتِ غیر و تعلّق به غیر و فقر و حاجت، عین حقایق آنها است.»

  • یعنی حقیقت آنها حقیقت فقر است؛ اگر فقر را از آنها بگیرید هیچ چیز در آنها باقی نمی‌ماند. یعنی فرض کنید که اگر بگویید آنها فقیر نیستند، فقر ندارند و تعلّق به غیر ندارند و [اصلاً] تعلّق ندارند؛ دیگر چیزی در دست انسان نمی‌ماند. و اینکه چیزی نمی‌ماند دلیل بر این است که وجود منحازی از آن ندارند، وجود مستقلّی ندارند و آنچه دارند عبارت است از تعلّق بالغیر. اگر تعلّقش را بردارد چیزی در دستتان نیست، ارتباط را شما از این‌ها بگیرید، هیچ چیزی در دستتان نیست. پس ذات این‌ها را ارتباط تشکیل می‌دهد، ذات این‌ها را تعلّق تشکیل می‌دهد. گفت: «اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالب‌ها»1 اگر تعلّقش را بردارد چیزی نیست، عنایتش را بردارد چیزی نیست، ارتباط را بردارد دیگر چیزی نمی‌ماند؛ نه دیری می‌ماند و نه دیّاری. هیچ چیز دیگری در اینجا باقی نمی‌ماند. این همان وجودات امکانیّه و تعلّقات صرفه هستند که ایشان هم همین حرف را می‌زنند.

  • لا أنّ لها حقائقَ علی حیالِها

  • «نه یعنی اینکه حقایقی دارد بر حیال خودش»

  • عرَضَ لها التعلّقُ بالغیرِ و الفقرُ و الحاجةُ إلیه

  • «[که عارضی بر آن عارض می‌شود]»

  • یک حقیقتی دارد مثل موضوعی که عارضی بر آن عارض می‌شود و اینها هم یک حقایق خارجی هستند منتها این‌ها یک طناب به آن بالا کشیده‌اند. نه، این‌طور نیست! برای آنها تعلّق عارض نشده.

  • بل هی فی ذواتِها محضٌ الفاقةِ و التعلّقِ

  • «بلکه اینها در ذواتشان محض فاقه و تعلّق هستند.»

    1. دیوان بیدل شیرازی، هزاران نقش:
      به محض التفاتی زنده دارد آفرینش را***اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالبها